﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>این جا همه چیز در همه</title>
    <description>keen's description</description>
    <link>http://keen.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>بهنام</managingEditor>
    <lastBuildDate>Thu, 02 Feb 2012 06:47:42 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>درازترین خیار جهان</title>
      <description>&lt;div class="entry-thumbnails"&gt;&lt;a class="entry-thumbnails-link" href="http://www.guinness.ir/longest-cucumber/"&gt;&lt;img class="attachment-quick-preview-thumb" title="درازترین خیار جهان" src="http://www.guinness.ir/wp-content/uploads/2012/01/cucumber_records_image_1_-90x90.jpg" alt="درازترین خیار جهان را کلر پیرس ( Clare Pearce ) از بریتانیا پرورش داد.این خیار در آگوست ۲۰۱۰ در شهر پیتربورو ( Peterborough ) بریتانیا اندازه گیری شده که ۱۱۹٫۳۸..." width="90" height="90" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;h3 class="entry-title"&gt;&lt;a href="http://www.guinness.ir/longest-cucumber/" rel="bookmark"&gt;درازترین خیار جهان&lt;/a&gt;&lt;/h3&gt;
&lt;div class="entry-summary"&gt;
&lt;div class="entry-info"&gt;&lt;abbr class="published" title=""&gt;منتشر شده در 1390/10/26&lt;/abbr&gt;&amp;nbsp;|&amp;nbsp;&lt;span&gt;۱۲ دیدگاه&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
درازترین خیار جهان را کلر پیرس ( Clare Pearce ) از بریتانیا پرورش داد.این خیار در آگوست ۲۰۱۰ در شهر پیتربورو ( Peterborough ) بریتانیا اندازه گیری شده که ۱۱۹٫۳۸...&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://keen.persianblog.ir/post/1134</link>
      <author>بهنام</author>
      <comments>http://keen.persianblog.ir/comments/457146/8843620/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-457146.post-8843620</guid>
      <pubDate>Thu, 02 Feb 2012 06:47:42 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>همه چیز درباره Page Rank Google</title>
      <description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class="windowbg"&gt;پیج رنک روش گوگل برای اندازه&amp;zwnj;گیری "اهمیت" صفحات است. زمانیکه تمام فاکتورهای دیگر نظیر درصد تکرار کلمات در عنوان صفحه، درصد تعداد تکرار کلمات در متن صفحه، ارزش مکانی کلمات و ... محاسبه شدند، گوگل از&amp;zwj; پیج رنک برای تنظیم نتایج جستجو، استفاده می&amp;zwnj;کند و لذا سایتهایی که مهمتر هستند به رده&amp;zwnj;های بالاتر می&amp;zwnj;آیند.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;PageRank تنها قسمتی از مسائل تعیین کننده رتبه در لیستهای گوگل است. به طور مثال شواهد نشان داده است که گوگل این روزها به متن موجود در یک href برای تگ &amp;lt;a&amp;gt; اهمیت بیشتری قائل است تا PageRank .&lt;br /&gt;PageRank جزئی از داستان لیست شدن در فهرست گوگل است، تلاش گوگل این است که همواره مربوط ترین نتایج را لیست کند، بزرگترین حسن یک موتور جستجو همین است، برای همین همه چیز در پیج رنک خلاصه نمی شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چگونه می&amp;zwnj;توان PageRank &amp;zwnj; یک صفحه را دانست؟&lt;br /&gt;برای این کار می&amp;zwnj;توان تولبار مخصوص گوگل را از آدرس زیر دان لود کنید:&lt;br /&gt;http://toolbar.google.com&lt;br /&gt;تولبار گوگل چقدر دقیق است ؟&lt;br /&gt;باید توجه کرد پیج رنکی که گوگل در تولبارش نشان می دهد با آنی که عملا در سیستم رتبه بندی اش از آن استفاده می کند، تفاوت دارد. در حقیقت تولبار گوگل دیر به دیر به روزرسانی می گردد و خود گوگل نیز به این موضوع اعتراف کرده است. لذا مدیران سایتها نباید نگران پیج رنک پایین سایت خود در تولبار گوگل باشند زیرا امکان دارد پیج رنک واقعی سایت آنها بیشتر از مقدار نشان داده شده باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنین تولبار گوگل&amp;zwnj; در بیان پیج رنک خیلی دقیق نیست. این تولبار دو محدودیت دارد:&lt;br /&gt;تولبار بعضی وقت ها حدس می زند. اگر کاربر، صفحه&amp;zwnj;ای را مشاهده کند که در بایگانی گوگل وجود ندارد، اما صفحه&amp;zwnj;ای خیلی نزدیک به آن در بایگانی گوگل وجود دارد، تولبار تخمینی از پیج رنک را نشان می&amp;zwnj;دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تولبار تنها جایگزینی از پیج رنک واقعی را نشان می دهد. در حالیکه پیج رنک خطی است، گوگل از یک گراف غیر خطی برای نشان دادن آن استفاده کرده است. لذا در تولبار تغییر از &amp;zwj;PR=2 به PR=3 نیاز به افزایش کمتری دارد، نسبت به حالتی که تغییری از PR=3 به PR=4 انجام گیرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تمرکز بیش از حد بر روی پیج رنک برای بالا بردن رتبه ها در گوگل بی مورد است. در حقیقت سایتهای می توانند با بهینه سازی صفحات و ارایه محتوای مناسب به رتبه های مناسبی دست یابند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیج رنک واقعی:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Real PageRank&lt;br /&gt;Toolbar PageRank&lt;br /&gt;(log base 10)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;0 - 10&lt;br /&gt;0&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;100 - 1,000&lt;br /&gt;1&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1,000 - 10,000&lt;br /&gt;2&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;10,000 - 100,000&lt;br /&gt;3&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و به همین ترتیب ادامه دارد...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ضمن الگوریتم محاسبه پیج رنک یک فرمول کاملا سری می باشد که گوگل همواره آنرا مخفی و در فواصل زمانی مختلف آنرا تغییر جزئی می دهد که سوء استفاده از آن به حداقل برسد.شما وقتی پیج رنک بالاتری داشته باشید در نتیجه بازدید کننده بیشتری و در نهایت سایت گرانتری خواهید داشت حتی خیلی افراد وب سایت ها را با پیج رنکشان مقایسه می کنند، به قول آقای حسین شرفی (یکی از بنیانگذاران سئو در ایران) اگر سایت شما بمنزله خانه شما در دهکده جهانی باشد ، سایت های با پیج رنک بالا مثل خانه هایی که در بالا شهر قرار دارند هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;PageRank چگونه محاسبه می گردد؟&lt;br /&gt;زمانیکه گوگل، هنوز یک پروژه دانشگاهی بود، طراحان آن، فرمول اصلی خود را در محاسبه پیج رنک بدین گونه بیان کردند. البته امکان دارد که آنها دیگر از این فرمول استفاده نکنند، اما امروزه هم به اندازه کافی دقیق به نظر میرسد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"فرض کنیم که صفحه A دارای صفحات T1 تا Tn است که به آن اشاره می کنند. d هم یک فاکتور کند کننده ( damping factor ) است که مقداری بین 0 تا 1 دارد. معمولا برای d مقداری معادل 0.85 انتخاب میشود. همچنین C(A) تعداد لینکهائی که این صفحه به صفحات دیگر داده است. در این صورت PageRank صفحه A مساوی است با :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;PR(A) = (1-d) + d(PR(T1)/C(T1)+...+PR(Tn)/C(Tn))&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;d یک فاکتور تضعیف است که معمولا برابر هشتاد و پنج صدم در نظر گرفته میشود. T1, T2,..., Tn صفحاتی&amp;zwnj;اند که به صفحه A لینک داده اند. C(T1) نیز تعداد لینک&amp;zwnj;هایی است که از صفحه T1، خارج شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دقت کنید که PageRank صفحه Home معمولا دو نیم برابر صفحات داخلی میباشد. بنابراین حالت سلسله ای رای ها را برای PageRank در یک صفحه متمرکز میکند.&lt;br /&gt;تمامی صفحات تعداد لینکهای مساوی دارند و تمامی صفحات هم PageRank یکسان دارند.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3 اصل مهم :&lt;br /&gt;اگر صفحه ای دارای اهمیت بالائی می باشد ، آنرا در بالای مدل سلسله مراتبی قرار دهید.&lt;br /&gt;اگر صفحات سایت شما دارای لینکهای خروجی زیادی هستند ، سعی کنید لینکهای داخلی سایت را افزایش دهید تا PageRank صفحات را ثابت نگه دارید .&lt;br /&gt;اگر صفحاتی از سایت شما دارای لینک خروجی نیست ، افزایش تعداد لینکهای داخلی هیچ تائیری بر PageRank ندارد. پس دقت کنید که سایت خود را از حالت قابل استفاده خارج نکنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اهمیت داشتن Site Map&lt;br /&gt;داشتن Site Map به دودلیل مهم است&lt;br /&gt;اگر کاربر URL اشتباه وارد کند ، اکثر سایتها یک صفحه غیر مفید به عنوان "404 Page not found" نمایش میدهند. این برای کاربر مایوس کننده میباشد. بهتر است که صفحه این خطا به حالتی تغییر کند که اولا علت خطا را نمایش دهد و ثانیا Site Map را هم نمایش دهد .&lt;br /&gt;لینک دادن به Site Map در هر صفحه تعداد لینکهای داخلی را افزایش میدهد و در نتیجه از هدر رفتن آراء بر ای ارتقاء PageRank جلوگیری میکند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک layout خوب برای صفحات وب که شامل document طولانی می باشد این است که ، آن document را به چند صفحه تقسیم کنیم و بروی صفحات یک Navigator برای رفتن به صفحات بعد و قبل قرار دهیم و همچنیم در تمام صفحات هم به صفحه Home یک لینک دهیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس میتوان گفت که : با اضافه کردن تعداد لینکهای داخلی به سایت خود ، می توانید PageRank را به طور مساوی بین صفحات سایت تقسیم کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولی در مدل سلسله مراتبی میتوان رای ها را به سمت صفحه Home&amp;zwnj;متمرکز کرد و PageRank آنرا بالا برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از این روش برخی از سایتها برای بالا بردن PageRank استفاده می کنند که اگر رباتهای گوگل ( Google's robots&amp;zwnj;) متوجه آن شوند به احتمال زیاد از حضور آن سایتها در فهرستهای گوگل جلوگیری میکنند.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنابراین ، پیشنهاد میکنم که از دو روش صحیح زیر برای بالا بردن PageRank سایت خود در گوگل استفاده کنید.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class="windowbg2"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;1 - یک سایت بزرگ داشته باشید&lt;br /&gt;سایتهای بزرگ مانند http://news.bbc.co.uk/ دارای دهها و شاید صدها نویسنده و ویراستار خبری میباشد. هر کدام از صفحات این سایت دارای مطالب جهانی و مهم هستند و تمامی آنها نیز به صفحه Home سایت لینک داده اند. بنابراین می بینیم که PageRank صفحه Home آن 9 از 10 است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس هیچ جایگزینی برای محتوای خوب وجود ندارد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2 - یک چیز مفید برای ارائه به دیگران داشته باشید&lt;br /&gt;برای مثال سایت Stat counter تنها سایتی است که به غیر از گوگل دراری پیج رنک 10 است. علت این امر خیلی ساده است میلیون ها سایت هستند که از خدمات آمار گیری Stat Counter استفاده می کنند و در هر کدام از این سایتها باید یک لینک از Stat Counter باشد. پس سایت stat Conter دارای میلیون ها رای است که باعث می شود به پیج رنک دست نیافتنی 10 برسد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابزارهای مفید رایگان در اختیار دیگران قرار دهید تا مدیران سایتها پس از استفاده از آن با رقبت به سایت شما لینک دهند.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گرفتن لینک از سایتهای دیگر&lt;br /&gt;بسیاری از مدیران به دلیل آشنا نبودن با پیج رنگ گوگل به هنگام لینک گرفتن یا لینک دادن تنها به صفحات دارای پیج رنک بالا فکر می کنند. این تصور اشتباه است، شما اگر مدیر سایتی هستید به محتوای سایتها بیشتر توجه کنید تا پیج رنک آنها. در حقیقت لینک از یک صفحه مرتبط با پیج رنک کم در بالا رفتن رتبه سایتان بسیار موثر است. اگر درخواست لینکی از یک سایت مرتبط اما با پیج رنک کم از شما می شود، آنرا رد نکنید!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روش های جستجو در گوگل&lt;br /&gt;اگر میخواهید کلمات تایپ شده در جستجو باشند آنها را با فاصله بصورت ساده در کنار هم بنویسید . مانند : سایت طراحی وب&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر میخواهید یکی از کلمات شما حداقل در نتایج باشد بین آنها OR بگذارید . مانند :&lt;br /&gt;OR Web Design OR "Pwcent"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر بخواهید یک کلمه حتما باشد و همراه با یکی از دو کلمه دیگر بیاید از حالت پرانتز میتوانید استفاده کنید . مانند :Persian (yahoo OR blog) . این جستجو دو عبارت را جستجو میکند : Persian Yahoo و Persian Blog&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر بخواهید کلمه خاص شما در title صفحه موجود باشد باید از کلمه کلیدی intitle استفاده کنید . مثلا : intitle: "pwcent web services"&lt;br /&gt;اگر بخواهید کلمه ای که وارد کرده اید بخشی از آدرس url صفحه ای باشد از inurl استفاده کنید . مثلا : inurl: "Persian" این جستجو تمام کلماتی که در آدرس سایت آنها کلمه پرشین موجود باشد را پیدا میکند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر میخواهید گوگل فقط بدنه متون را جستجو کند از کلمه intext استفاده کنید . مثلا : intext: "access 2000 problems"&lt;br /&gt;اگر میخواهید که گوگل فقط در یک سایت خاص دنبال مطلب وارد شده شما بگردد بعد از نوشتن موضوع جستجو از کلمه site به شکل زیر استفاده کنید site:pwcent.net این کد در ادامه جستجوی شما باعث میشود تا گوگل بدنبال مقاله مورد نظر شما در سایت pwcent.net بگردد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر شما یک سایت یا وبلاگ دارید و میخواهید بدانید چه کسانی لینک سایت شما را در سایتشان قرار داده اند از کلمه link با آدرس خودتان بشکل زیر استفاده کنید .link:www.pwcent.net&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر میخواهید دنبال فایلهایی خاصی که با موضوع شما مرتبط هستند بگردید از کلمه filetype بصورت زیر استفاده کنید . programming vb filetype:pdf این کد جستجو فایل های pdf که درباره برنامه نویسی vb باشند را بشما نشان میدهد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک نکته در جستجو : گوگل حداکثر 10 کلمه را برای جستجو می پذیرد و اگر بیشتر باشد از بقیه کلمات صرفنظر میکند .&lt;br /&gt;گوگل کلمات ربطی ساده مانند a , an , and , the ,of را نادیده میگیرد . برای اینکه این کلمات را هم جزو متن کلمات در خواستی شما در نظر بگیرد باید قبل ازین کلمات یک علامت بعلاوه + قرار دهید .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر بخواهید چیزی در جستجوی شما اصلا نباشد از علامت منفی در کنار آن کلمه خاص استفاده کنید . این حالت برای کد ها هم تاثیر دارد. مثلا میخواهید کلمه programming را جستجو کنید . اما نمیخواهید کلمه web در نتایج جستجوی شما باشد : پس مینویسید : programming &amp;ndash;web&lt;br /&gt;اگر بخواهیم تعداد نتایج دریک جستجو را مثلا به صد نتیجه در یک صفحه افزایش دهید از num=100 در متن جستجوی خود استفاده میکنیم .&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;براى فراهم سازى نتایج دقیق، گوگل از بند آوردن یا "wildcard" براى حمایت از جستجوهاى خود استفاده نمیکند. براى مثال اگر شما "googl" را جستجو کنید نتایج ارایه شونده شامل "googler" یا "googlin" نمیشوند.&lt;br /&gt;جستجوهاى گوگل حساس به حالت نوشتن (case sensitive)آنها نیست. تمامى کلمات بعد از ورود به حروف کوچک تبدیل میشوند. براى مثال اگر وارد کنید "GOOGLE" یا "GoOgLe" به عنوان "google" شناخته میشود.&lt;br /&gt;اهمیت متن پیوندی&lt;br /&gt;اهمیت متن پیوندی (Anchor text ) در بهینه سازی سایتها در موتورهای جستجو&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گوگل ( تعداد دیگری از موتورهای جستجو ) صفحات وب سایتها را تحت تاثیر مستقیم متن لینکها (Anchor Text ) به آن صفحات در نتایج جستجو نمایش می دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Googlebombs تقریباً آسانترین نمونه ها برای پیدا کردن و درک کردن این موضوع است که چگونه متن پیوندی بر SERP یا Search Engine Result Pages یا همان صفحات نتایج جستجو تاثیر میگذارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با جستجوی عبارت Miserable failure در گوگل ( در اواخر سال 2005 ) , Googlebomb صفحه بیوگرافی جورج بوش را مدنظر قرار میدهد( www.whitehouse.gov/president/gwbbio.html )&lt;br /&gt;به روشنی این مثال قدرت متن پیوندی را نشان میدهد, چرا که با مشاهده این صفحه در می یابید که چنین کلمه ای به هیچ وجه در این صفحه استفاده نشده است ( نه در متن صفحه , نه در عنوان و ... ) و با تحقیق و تفحص بیشتری می توان به این نکته دست یافت که تعداد زیادی از وبلاگ نویس ها از متن پیوندی miserable failure برای لینک دادن به این صفحه استفاده کرده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Google bomb از کارایی ترکیبی یک متن پیوندی با هزاران لینک سود میبرد. در یک اتفاق مشابه فوق با کلمه Computer و SERP کلمه Computers درگوگل درحال رخ دادن است. از ژانویه 2005 ، با جستجوی کلمه Computer درگوگل سایت http://www.dell.com/ را به عنوان 10 نتیجه مهم و با جستجوی کلمه کامپیوترها سایت http://www.compaq.com/ را به عنوان 10 نتیجه مهم رتبه بندی میکند. با نگاه کردن به Source این دو صفحه و بررسی استفاده از کلمه کامپیوتر یا کامپیوترها را به ترتیب آشکارمیکند که متن پیوندی چقدر موثر است ؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class="windowbg"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;چگونه به طور موثر از متن پیوندی استفاده کنیم ؟&lt;br /&gt;کاربرد متن پیوندی , محتوایی لینک را به صفحه لینک گیرنده نسبت می دهد , به این معنی که اگر شما بتوانید صفحات مرتبط را به هم با متن پیوندی مناسب لینک کنید , آن صفحات درSERP مربوطه شان خیلی بهتر ظاهر خواهند شد.&lt;br /&gt;اهمیت انتخاب نام دامنه در سئو&lt;br /&gt;انتخاب کردن نام شرکت و یک نام دامنه (Domain )&lt;br /&gt;همانطورکه شما بعداً پی خواهید برد , لینکهای وارده ( External Links) به یک وب سایت خیلی مهم هستند , چنانچه که برای دست یابی به یک رتبه ( Rank) بالا در نتایج جستجو این امر کاملا ضروری است. متن مرتبط با آن لینکها ( به نام متن پیوندی یا Anchor Text) یکی ازمهمترین فاکتورهای بهینه سازی موتور جستجو است که در زمان بهینه کردن یک سایت تصحیح میشود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متن زیر (سرویس های بهینه سازی موتورجستجوی pwcent.net ) یک متن پیوندی (Anchor Text ) لینک برای صفحه اصلی این سایت است ( این لینک , لینک copyright سایت می باشد.)&lt;br /&gt;&amp;lt; a href=&amp;rdquo;http://www.pwcent.net/&amp;rdquo; &amp;gt;Pwcent Web Design &amp;lt; / a &amp;gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگرشما نام دامنه را درست انتخاب نکنید , از آنجائیکه لینکهای وارده به سایتتان ممکن است از متن پیوندی صحیحی برخوردار نباشد، در نتایج جستجوی موتورهای جستجو وضعیت جالبی نخواهید داشت . حال به این فکر کنید که اگر شما یک نام مناسب را برای نام دامنه برگزینید , حتی اگر وب سایتی با متن پیوندی پیوندی (Anchor Text ) صحیحی به شما لینک نداده باشد ( مثلا از URL واقعی استفاده کرده باشد ) به دلیل این که خود نام دامنه شما به اندازه کافی پر مغز و محتوا می باشد , باز هم شما در نتایج جستجو رتبه قابل توجهی خواهید داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نام های تجاری و بهینه سازی موتورجستجو&lt;br /&gt;Zeus Thrones ممکن است برای شرکتی که صندلی های توالت با کیفیت تولید می کند عالی باشد ، اما این نام به مشتریان Online , برای پیدا کردن وب سایت ازطریق موتورهای جستجوی کمک چندانی نمیکند ، مگر اینکه بودجه تبلیغاتی بزرگی برای اهداف تجاری در نظر گرفته شده باشد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگرشما سایتی در مورد بهینه سازی موتورجستجو دارید , به طور مثال یک نام دامنه خوب ( برای اهداف بهینه سازی موتور جستجو ) می توان Search-Engine-Optimization.com را نام برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درزمان انتخاب نام تجاری و نام دامنه , بایستی نامهای تجاری و نام دامنه های موجود ملاحظاتی را در نظر گرفت . به طورمثال زمانی که ما می خواستیم برای این وب سایت نامی را در نظر بگیریم , حوزه تصمیم گیری ما محدود بود چرا که نام های مطلوب و مناسب در اختیار نداشتیم زیرا این نامها در اختیار دیگران بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چرا بعضی از نام دامنه ها خط تیره دارند ؟&lt;br /&gt;موتور اصلی جستجوی فعلی ( یعنی همان گوگل ) کلمات اختصاصی و کلیدی در نام دامنه ها بدون خط تیره را نمی تواند تشخیص دهد !!!&lt;br /&gt;به عنوان مثال نام دامنه خط تیره دار http://www.Rss-Reader-Service.com توسط گوگل به عنوان www.Rss Reader Service.comبررسی و اصطلاحا Spy میشود زیرا گوگل نقطه ها وخط های تیره را به عنوان فاصله درنظرمیگیرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ازآنجائیکه گوگل دو نقطه را به عنوان فاصله هایی مشاهده میکند , باید توجه نمود که نام دامنه ای با کلمه کلیدی تکی ( مثل www.keyword.tld ) را تشخیص میدهد.&lt;br /&gt;از اینرو درزمان انتخاب نام دامنه باید این نکته را در نظر گرفت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر نام مورد نظر شما با تعدادی کلمات کلیدی همراه است باید توجه کنید که برای بهینه سازی بهتر در موتور جستجو , بهتر است که کلمات کلیدی را توسط خط های تیره ازهم جدا کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تحلیل ترافیک سایت&lt;br /&gt;بیایید اینگونه فرض کنیم که شما تمام توصیه ها را به کار گرفته اید، صفحات سایت را بهینه ساخته اید، آنها را به موتورهای جستجوگر معرفی کرده اید و با تمام عبارتهای کلیدی در صدر نتایج جستجو قرار گرفته اید و آماده دریافت چندین هزار کیلو ترافیک در سایت خود هستید.&lt;br /&gt;اما از کجا می دانید که تمام تلاش شما کارایی لازم را داشته است و به هدر نرفته است؟&lt;br /&gt;بسیار خوب! شما باید ترافیک سایت خود را اندازه گیری و تحلیل نمایید. برای این کار راههای بسیاری پیش روی دارید. شما می توانید از شمارشگرها، خدمات رهگیری کاربران استفاده کنید. آنچه که در این مقاله بدان پرداخته شده است، استفاده از بهترین روش یعنی استفاده از نرم افزارهای تحلیل آمار سایت (Log file analyzer) است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چرا تحلیل آمار؟&lt;br /&gt;شناسایی رفتار کاربران در سایت برای بالا بردن ROI&lt;br /&gt;شناسایی استراتژیهایی که بهتر جواب داده اند.&lt;br /&gt;تحلیل رفتار کنونی برای پی ریزی استراتژیهای بعدی سایت&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تحلیلهای فوق نیاز به تجربه و تخصص دارد و برای هر کس قابل انجام نیست. برای آنکه شما با اصول کلی بیشتر آشنا شوید برخی موارد به اختصار شرح داده می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Log file چیست؟&lt;br /&gt;هر بار که بیننده ای به سایت شما مراجعه می کند از خود رد پایی بر روی سرور سایت شما بر جای می گذارد که در این فایل ذخیره می گردد. سرور سایت موارد بسیاری را ثبت می کند که برخی از انها عبارتند از: زمان مراجعه کاربر به سایت، صفحاتیکه کاربر مرور کرده است، مدت زمانیکه در کل سایت یا هر صفحه مانده است، از کدام سایت آمده است، از کدام موتور جستجوگر آمده است، چه کلمه ای را جستجو کرده است، از چه صفحه از سایت خارج شده است و ...&lt;br /&gt;این فایل ها در روت هاستینگ شما در فولدر /Log ذخیره می شوند.&lt;br /&gt;Page View&lt;br /&gt;تعداد صفحاتی را نشان می دهد که کاربران سایت مرور کرده اند. Total Page View آمار همگی آنرا و Page View per Visitor یا Average میانگین تعداد صفحه مرور شده در سایت را نشان می دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Hit&lt;br /&gt;به هر درخواست فایلی که از سرور می شود گفته می شود. این فایلها می توانند فلش، تصویری، متنی، اجرایی و ... باشند. به عنوان مثال اگر صفحه ای شامل متن و 10 تصویر باشد با مراجعه کاربر به این صفحه یک Page View و یازده Hit بر روی سرور ثبت می گردد (یک صفحه + ده عکس از سرور درخواست شده است.)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Unique Visitor&lt;br /&gt;هر بیننده مشخص را نشان می کند. این بیننده اگر صد صفحه سایت را هم مرور کند تنها یکبار شمرده می شود. این فاکتور بسیار مهم است. برای تبلیغات در سایتهای دیگر هموارده این فاکتور را از صاحب آن سایت درخواست کنید و کنترل کنید که آماری که ارایه می دهند، تعداد Page View نباشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لاگ فایلها در فایلهایی با پسوند log ذخیره می شوند که با دان لود آنها می توانید کار تحلیل ترافیک سایت را آغاز کنید. در ادامه برخی از موارد ثبت شده در این فایلها توضیح داده می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زمان و تاریخ مراجعه به سایت&lt;br /&gt;آدرس IP بیننده یا اسپایدر مراجعه کننده به سایت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;name.html&lt;br /&gt;صفحه ای است که مشاهده شده است. می تواند نام هر فایل درخواست شده نیز باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Get&lt;br /&gt;نشان می دهد که اطلاعات از سرور درخواست شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Post&lt;br /&gt;بیانگر ارسال اطلاعات به سرور است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نوع پاسخ سرور&lt;br /&gt;نوع پاسخ سرور می تواند از انواع زیر باشد:&lt;br /&gt;200 OK&lt;br /&gt;300 Redirects&lt;br /&gt;400 Failure&lt;br /&gt;500 Server Error&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class="windowbg2"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;حجم فایل درخواست شده&lt;br /&gt;بیننده از کدام صفحه آمده است.&lt;br /&gt;بیننده از کدام موتور جستجوگر و با چه کلمه ای آمده است.&lt;br /&gt;نوع مروگر، سیستم عامل و دقت صفحه نمایش کاربر&lt;br /&gt;نوع اسپایدر مراجعه کننده به سایت&lt;br /&gt;و ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما از کدام نرم افزار استفاده کنیم؟&lt;br /&gt;Click Tracks را توصیه می کنم که قابلیتهای مناسبی را ارایه می دهد و کار با آن نیز بسیار ساده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدمات آمارگیری گوگل&lt;br /&gt;قرار بر این است که شرکت گوگل نرم افزار مجانی را ارائه کند که به دارندگان سایت های اینترنتی اجازه می دهد تحلیلهای پیشرفته ای بر روی ترافیک کاربران خود انجام دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این نرم افزار همچنین امکان آنرا دارد که تاثیر کمپین های تبلیغاتی شرکتها را بر روی فروش آنها تحلیل کند. این نرم افزار که بزودی بصورت آنلاین برای عموم قابل استفاده خواهد بود به جز زبان انگلیسی با 16 زبان دیگر قابلت کار دارد و بر اساس تکنولوژی ای بنام ارچین (Urchin) که قبلآ توسط گوگل در ماه مارچ معرفی شد، تهیه شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هم اکنون نرم افزار ساده شده Urchin بصورت سرویس Goggle AdWords بصورت مجانی روی وب در اختیار صاحبان سایت های اینترنتی که از سرویس تبلیغاتی گوگل استفاده می کنند، قرار دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کارشناسان اینترنتی معتقد هستند که نرم افزار جدید گوگل می تواند فعالیت نرم افزارهایی مانند Web Trends، Web Side Story و Click Track را تحت الشعاع خود قرار دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شرکت مایکروسافت نیز یک نرم افزار تحلیلی مشابه بنام AdCenter دارد که در حال انجام مراحل آزمایشی (بتا) در سنگاپور و فرانسه است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدمات آمارگیری سایت های دیگر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته سایت هایی هم هستند که بدون نیاز به تحلیل دستی فایل های لوگ یه سری اطلاعات خاص را برای شما نمایش می دهند برای استفاده از سرویس این چنین سایت ها باید لینکی که مخصوص شما است را بعد از عضویت داخل سایتتان کپی کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این روش یک روش ناقص است که میتواند فواید زیر را داشته باشد:&lt;br /&gt;نقاط قوت: زمان هایی از روز که وقت نمی کنید فایل های لوگ را از هاست خود دانلود کنید و آنها را تحلیل کنید یکسری از آمار های جزیی اما مهم مثل تعداد بازدید کننده را می توانید ببینید،&lt;br /&gt;یکی دیگر از قابلیت ها این است می توانید سایت خود را با سایت هایی دیگر که در آن سایت ثبت نام کردند مخصوصا ذقیب های خود مقایسه کنید. یک نمونه از این سایت ها www.statcounter.com می باشد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مهمترین تحلیلهایی که روی سایتها انجام می شوند عبارتند از:&lt;br /&gt;Summary Analysis&lt;br /&gt;سایت چه میزان کاربر جدید و تکراری دارد؟ و ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Trend analysis&lt;br /&gt;در طول زمان نحوه استفاده کاربران از سایت چگونه تغییر کرده است. آیا کاربران این ماه از ماه قبل بیشتر شده است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Page analysis&lt;br /&gt;کدام صفحات (بخشهای) سایت بیننده بیشتر و کدام صفحات (بخشهای) آن بیننده کمتر دارند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Content analysis&lt;br /&gt;کدام متون و محتوای سایت بیشتر مورد توجه کاربران قرار دارد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Path analysis&lt;br /&gt;آیا ساختار ناوبری سایت خوب جواب داده است؟ صفحه دوم کاربر بعد از ورود به صفحه اول سایت چیست؟ مسیر حرکت کاربران در سایت چگونه بوده است؟ کدام مسیرها بیشتر به فعل و انفعالات دلخواه مدیر سایت منتج شده اند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Entry page analysis&lt;br /&gt;کاربران بیشتر از کدام صفحات وارد سایت می شوند؟ یا کدام صفحات بیشتر بیننده به سایت جذب می کنند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Exit page analysis&lt;br /&gt;صفحات و بخشهای فراری دهنده کاربران کدامند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Visitor analysis&lt;br /&gt;چه نسبتی از کاربران جدید به کاربران تکراری از سایت خرید کرده اند؟ و ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Referral analysis&lt;br /&gt;کدام موتورهای جستجوگر و سایتها بیننده به سایت می فرستند؟ کلمات مورد استفاده آنها چه بوده است؟ کدام تبلیغات بهتر جواب داده است؟ و ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Campaign analysis&lt;br /&gt;بینندگان ناشی از هر استراتژی اجرا شده چه رفتاری در سایت داشته اند؟ کدام گروه سفارش بیشتری داده اند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Demographic analysis&lt;br /&gt;توزیع جغرافیایی کاربران سایت چگونه است؟ کدام گروه زمان بیشتری در سایت سپری کرده اند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Customer experience analysis&lt;br /&gt;پیوندهای شکسته سایت کدامند؟ درخواستهای ناقص کدامها بوده اند؟ و ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موتور جستجو چگونه کار می کند؟&lt;br /&gt;وقتی جستجویی در یک موتور جستجوگر انجام و نتایج جستجو ارایه می شود، کاربران در واقع نتیجه کار بخش های متفاوت موتور جستجوگر را می بینند. موتور جستجوگر قبلا" پایگاه داده اش را آماده کرده است و این گونه نیست که درست در همان لحظه جستجو، تمام وب را بگردد. بسیاری از خود می پرسند که چگونه امکان دارد گوگل در کمتر از یک ثانیه تمام سایت های وب را بگردد و میلیون ها صفحه را در نتایج جستجوی خود ارایه کند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نه گوگل و نه هیچ موتور جستجوگر دیگری توانایی انجام این کار را ندارند. همه آنها در زمان پاسخ گویی به کاربران، تنها در پایگاه داده ای که در اختیار دارند به جستجو می پردازند و نه در وب!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موتور جستجوگر به کمک بخش های متفاوت خود، اطلاعات مورد نیاز را قبلا" جمع آوری، تجزیه و تحلیل می کند و آنرا در پایگاه داده اش ذخیره می نماید و به هنگام جستجوی کاربر تنها در همین پایگاه داده می گردد.&lt;br /&gt;بخش های مجزای یک موتور جستجوگر عبارتند از:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;bull; Spider یا عنکبوت&lt;br /&gt;&amp;bull; Crawler یا خزنده&lt;br /&gt;&amp;bull; Indexer یا بایگانی کننده&lt;br /&gt;&amp;bull; Database یا پایگاه داده&lt;br /&gt;&amp;bull; Ranker یا سیستم رتبه بندی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class="windowbg"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;الف Spider- (عنکبوت)&lt;br /&gt;اسپایدر یا روبوت (Robot)، نرم افزاری است که کار جمع آوری اطلاعات مورد نیاز یک موتور جستجوگر را بر عهده دارد. اسپایدر به صفحات مختلف سر می زند، محتوای آنها را می خواند، اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری می کند و آنرا در اختیار سایر بخش های موتور جستجوگر قرار می دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کار یک اسپایدر، بسیار شبیه کار کاربران وب است. همانطور که کاربران، صفحات مختلف را بازدید می کنند، اسپایدر هم درست این کار را انجام می دهد با این تفاوت که اسپایدر کدهای HTML صفحات را می بیند اما کاربران نتیجه حاصل از کنار هم قرار گرفتن این کدها را.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اسپایدر، به هنگام مشاهده صفحات، از خود بر روی سرورها رد پا برجای می گذارد. شما اگر اجازه دسترسی به آمار دید و بازدیدهای صورت گرفته از یک سایت و اتفاقات انجام شده در آنرا داشته باشید، می توانید مشخص کنید که اسپایدر کدام یک از موتورهای جستجوگر صفحات سایت را مورد بازدید قرار داده اند.&lt;br /&gt;یکی از فعالیتهای اصلی که در SEM انجام می شود تحلیل آمار همین دید و بازدیدها می باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اسپایدرها کاربردهای دیگری نیز دارند، به عنوان مثال عده ای از آنها به سایت های مختلف مراجعه می کنند و فقط به بررسی فعال بودن لینک های آنها می پردازند و یا به دنبال آدرس پست الکترونیکی (Email) می گردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ب- Crawler (خزنده)&lt;br /&gt;کراولر، نرم افزاری است که به عنوان یک فرمانده برای اسپایدر عمل می کند. آن مشخص می کند که اسپایدر کدام صفحات را مورد بازدید قرار دهد. در واقع کراولر تصمیم می گیرد که کدام یک از لینک های صفحه ای که اسپایدر در حال حاضر در آن قرار دارد، دنبال شود. ممکن است همه آنها را دنبال کند، بعضی ها را دنبال کند و یا هیچ کدام را دنبال نکند.&lt;br /&gt;کراولر، ممکن است قبلا" برنامه ریزی شده باشد که آدرس های خاصی را طبق برنامه، در اختیار اسپایدر قرار دهد تا از آنها دیدن کند. دنبال کردن لینک های یک صفحه به این بستگی دارد که موتور جستجوگر چه حجمی از اطلاعات یک سایت را می تواند در پایگاه داده اش ذخیره کند و همچنین ممکن است اجازه دسترسی به بعضی از صفحات به موتورهای جستجوگر داده نشده باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شما به عنوان دارنده سایت، همان طور که دوست دارید موتورهای جستجوگر اطلاعات سایت شما را با خود ببرند، می توانید آنها را از بعضی از صفحات سایت تان دور کنید و اجازه دسترسی به محتوای آن صفحات را به آنها ندهید. تنظیم میزان دسترسی موتورهای جستجوگر به محتوای یک سایت توسط پروتکل Robots انجام می شود که در مقالات دیگر سایت به آن پرداخته شده است. به عمل کراولر ، خزش (Crawling) می گویند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ج- Indexer (بایگانی کننده)&lt;br /&gt;تمام اطلاعات جمع آورش شده توسط اسپایدر در اختیار ایندکسر قرار می گیرد. در این بخش اطلاعات ارسالی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند و به بخش های متفاوتی تقسیم می شوند. تجزیه و تحلیل بدین معنی است که مشخص می شود اطلاعات از کدام صفحه ارسال شده است، چه حجمی دارد، کلمات موجود در آن کدام است، کلمات چندبار تکرار شده است، کلمات در کجای صفحه قرار دارند و ... .&lt;br /&gt;در حقیقت ایندکسر، صفحه را به پارامترهای آن خرد می کند و تمام این پارامترها را به یک مقیاس عددی تبدیل می کند تا سیستم رتبه بندی بتواند پارامترهای صفحات مختلف را با هم مقایسه کند.&lt;br /&gt;در زمان تجزیه و تحلیل اطلاعات، ایندکسر برای کاهش حجم داده ها از بعضی کلمات که بسیار رایج هستند صرفنظر می کند. کلماتی نظیر a ، an ، the ، www ، is و ... . از این گونه کلمات هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;د - DataBase (پایگاه داده)&lt;br /&gt;تمام داده های تجزیه و تحلیل شده در ایندکسر، به پایگاه داده ارسال می گردد. در این بخش داده ها گروه بندی، کدگذاری و ذخیره می شود. همچنین داده ها قبل از آنکه ذخیره شوند، طبق تکنیکهای خاصی فشرده می شوند تا حجم کمی ُُاز پایگاه داده را اشغال کنند.&lt;br /&gt;یک موتور جستجوگر باید پایگاده داده عظیمی داشته باشد و به طور مداوم حجم محتوای آنرا گسترش دهد و البته اطلاعات قدیمی را هم به روز رسانی نماید. بزرگی و به روز بودن پایگاه داده یک موتور جستجوگر برای آن امتیاز محسوب می گردد. یکی از تفاوتهای اصلی موتورهای جستجوگر در حجم پایگاه داده آنها و همچنین روش ذخیره سازی داده ها در پایگاه داده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و- Ranker (سیستم رتبه بندی)&lt;br /&gt;بعد از آنکه تمام مراحل قبل انجام شد، موتور جستجوگر آماده پاسخ گویی به سوالات کاربران است. کاربران چند کلمه را در جعبه جستجوی (Search Box) آن وارد می کنند و سپس با فشردن Enter منتظر پــاسخ می مانند.&lt;br /&gt;برای پاسخگویی به درخواست کاربر، ابتدا تمام صفحات موجود در پایگاه داده که به موضوع جستجو شده، مرتبط هستند، مشخص می شوند. پس از آن سیستم رتبه بندی وارد عمل شده، آنها را از بیشترین ارتباط تا کمترین ارتباط مرتب می کند و به عنوان نتایج جستجو به کاربر نمایش می دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حتی اگر موتور جستجوگر بهترین و کامل ترین پایگاه داده را داشته باشد اما نتواند پاسخ های مرتبطی را ارایه کند، یک موتور جستجوگر ضعیف خواهد بود. در حقیقت سیستم رتبه بندی قلب تپنده یک موتور جستجوگر است و تفاوت اصلی موتورهای جستجوگر در این بخش قرار دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سیستم رتبه بندی برای پاسخ گویی به سوالات کاربران، پارامترهای بسیاری را در نظر می گیرد تا بتواند بهترین پاسخ ها را در اختیار آنها قرار دارد. حرفه ای های دنیای SEM به طور خلاصه از آن به Algo ( الگوریتم) یاد می کنند.&lt;br /&gt;الگوریتم، مجموعه ای از دستورالعمل ها است که موتور جستجوگر با اعمال آنها بر پارامترهای صفحات موجود در پایگاه داده اش، تصمیم می گیرد که صفحات مرتبط را چگونه در نتایج جستجو مرتب کند. در حال حاضر قدرتمندترین سیستم رتبه بندی را گوگل در اختیار دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ُمی توان با ادغام کردن اسپایدر با کراولر و همچنین ایندکسر با پایگاه داده، موتور جستجوگر را شامل سه بخش زیر دانست که این گونه تقسیم بندی هم درست می باشد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;bull; کراولر&lt;br /&gt;&amp;bull; بایگانی&lt;br /&gt;&amp;bull; سیستم رتبه بندی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای آنکه تصور درستی از نحوه کار یک موتور جستجوگر داشته باشید داستان نامتعارف زیر را با هم بررسی می کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;داستان ما یک شکارچی دارد. او تصمیم به شکار می گیرد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- کار کراولر:&lt;br /&gt;او قصد دارد برای شکار به منطقه حفاظت شده ابیورد، واقع در شهرستان درگز (شمالی ترین شهر خراسان بزرگ) برود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- پروتکل Robots :&lt;br /&gt;ابتدا تمام محدودیت های موجود برای شکار در این منطقه را بررسی می کند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;bull; آیا در این منطقه می توان به شکار پرداخت؟&lt;br /&gt;&amp;bull; کدام حیوانات را می توان شکار کرد؟&lt;br /&gt;&amp;bull; حداکثر تعداد شکار چه میزانی است؟&lt;br /&gt;&amp;bull; و ... .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرض می کنیم او مجوز شکار یک اوریال (نوعی آهو) را از شکاربانی منطقه دریافت می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- کار اسپایدر&lt;br /&gt;او اوریالی رعنا را شکار می کند و سپس آنرا با خود به منزل می برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- کار ایندکسر&lt;br /&gt;شکار را تکه تکه کرده، گوشت، استخوان، دل و قلوه، کله پاچه و ... آنرا بسته بندی می کند و بخش های زاید شکار را دور می ریزد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- کار پایگاه داده&lt;br /&gt;بسته های حاصل را درون فریزر قرار داده، ذخیره می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- کار سیستم رتبه بندی&lt;br /&gt;مهمانان سراغ او می آیند و همسر او بسته به ذائقه مهمانان برای آنها غذا طبخ می کند. ممکن است عده ای کله پاچه، عده ای آبگوشت، عده ای جگر و ... دوست داشته باشند. پخت غذا طبق سلیقه مهمانان کار سختی است. ممکن است همه آنها آبگوشت بخواهند اما آنها مسلما" بامزه ترین آبگوشت را می خواهند!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://keen.persianblog.ir/post/1133</link>
      <author>بهنام</author>
      <comments>http://keen.persianblog.ir/comments/457146/8843129/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-457146.post-8843129</guid>
      <pubDate>Thu, 02 Feb 2012 06:27:44 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>انجیل و داروین ، رودرروی یکدیگر: انسان چگونه خلق شد؟</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;"&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;تئوری آفرینش انجیل هم می&amp;zwnj;بایست در درس زیست شناسی به دانش&amp;zwnj;آموزان تدریس شود." این گفتۀ جدید وزیر فرهنگ ایالت هسن (Hessen)، واکنشهای مثبت و منفی بسیار زیادی را در جامعۀ آلمان به همراه داشته است.&lt;/strong&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;"تدریس تئوری آفرینش مبتنی بر آموزه&amp;zwnj;های انجیل در کنار تئوری تکامل داروین در زنگ زیست شناسی." این خواستۀ کارین ولف (Karin Wolff)، وزیر فرهنگ ایالت هسن است که در حدود یک ماه پیش در گفتگویی با روزنامۀ فرانکفورتر آلگماینه سایتونگ (FAZ)، به چاپ رسید. پس از درج و انتشار این گفته، بحثهای بسیاری در بین دانشمندان و روحانیان مذهبی در آلمان به راه افتاد که دنبالۀ این بحثها حتی به شورای اروپا هم کشیده شد. آیا آلمان در آستانۀ خطر گسترش مخالفان تئوری تکامل داروین قرار دارد؟&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دیدگاه مخالفان داروین&lt;/strong&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;"طرفداران تئوری آفرینش بر اساس آموزه&amp;zwnj;های مذهبی" (Kreationisten)، نامی است که به مخالفان سرسخت و افراطی نظریۀ تکامل داروین داده&amp;zwnj;اند. این دسته از افراد از اندیشه&amp;zwnj;ای پیروی می&amp;zwnj;کنند که بر اساس آن، بر خلاف نظریۀ داروین، انسان نه به شکل حیوان، بلکه از همان ابتدا به شکل امروزی آفریده شده است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;Bildunterschrift: Gro&amp;szlig;ansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:&amp;nbsp;&amp;nbsp;موزۀ طرفداران تئوری آفرینش انجیل در آمریکا:بیشترین تعداد طرفداران این نظریه در این کشور زندگی می&amp;zwnj;&amp;zwnj;کنند بیشتر پیروان این نظریه در آمریکا زندگی می&amp;zwnj;کنند که از نفوذ سیاسی قابل توجهی نیز برخوردار هستند. در این سوی آبها، قارۀ اروپا نیز شاهد گسترش تعداد طرفداران این طرز فکر بوده است. در کشور آلمان بیش از یک میلیون پروتستان وجود دارند که به داستان آفرینش در انجیل معتقدند و تئوری تکامل را رد می&amp;zwnj;کنند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;کارین ولف چه گفت؟&lt;/strong&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;کارین ولف سیاستمدار حزب دموکرات مسیحی آلمان، از سال ۱۹۹۲ عضو کلیسای پروتستان هسن و ناساو (Hessen und Nassau)، است. وی نخستین بار در سال گذشته در گفتگویی با خبرگزاری آلمان گفته بود که به نظر وی نباید دانش آموزان را با شرح دوگانۀ داستان آفرینش سردرگم کرد. اشارۀ وی در آن زمان به تدریس نظریۀ آفرینش انجیل در کلاس دینی و تئوری تکامل داروین در کلاس زیست شناسی بود.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;در همان زمان نیز وی از سوی اولریش کوچرا (Ulrich Kutschera)، پروفسور زیست شناس در دانشگاه کاسل، متهم به استفاده از زبان مخالفان داروین شد. اما ولف توضیح داد که وی هیچ تناقضی را بین نظریۀ تکامل داروین با آنچه که در انجیل آمده است، نمی&amp;zwnj;بیند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;در مصاحبۀ اخیرش با فرانکفورترآلگماینه سایتونگ، ولف از "زیست شناسی مدرن" سخن گفته که در آن تئوری آفرینش انجیل هم به دانش آموزان تدریس می&amp;zwnj;شود. وی همچنین افزوده است که دانش&amp;zwnj;آموزان باید این امکان را داشته باشند تا بتوانند بین توضیحات علوم طبیعی و علوم دینی به مقایسه بپردازند: &amp;laquo;علوم طبیعی چگونگی پیدایش جهان را شرح می&amp;zwnj;دهند و علوم دینی چرایی آن را.&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نگاهی فراتر از نگاه ولف&lt;/strong&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;چرا سخنان وزیر فرهنگ ایالت هسن تا این اندازه هیاهو برانگیز شد؟&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;&amp;laquo;من فکر می&amp;zwnj;کنم که بهترین جا برای صحبت از این قضیه همان کلاس دینی است. آموزۀ آفرینش مسحیت پایه و اساس علمی ندارد.&amp;raquo; این گفته، واکنش هارتموت میشل (Hartmut Michel)، برندۀ جایزۀ نوبل، به سخنان اخیر ولف بود.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;اما میشل تنها مخالف سرسخت این موضوع نبود. در بین مخالفان، هم سِمت و هم حزبی ولف، یورگن شرایر (J&amp;uuml;rgen Schreier)، وزیر فرهنگ ایالت زارلند نیز دیده می&amp;zwnj;شد: &amp;laquo;مهم اینست که رشتۀ دینی، مسائل دینی را منتقل کند، قبل از آنکه به سؤالات اعتقادی آدمها در کلاس زیست شناسی پاسخ داده شود.&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;مسئلۀ مهمی که واکنش مخالفان را برانگیخته، ترس از به خطر افتادن آزادیهای مذهبی و همچنین دخالت کلیسا در سیاست است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;Bildunterschrift: Gro&amp;szlig;ansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:&amp;nbsp;&amp;nbsp;داروین اعتقاد داشت که انسان موجودی تکامل یافته است خطر گسترش طرز فکر " طرفداران تئوری آفرینش بر اساس آموزه&amp;zwnj;های مذهبی" نیز یکی دیگر از نگرانیهای صاحب نظران در این مورد بوده است. دامنۀ این واکنشها به بیرون از مرزهای آلمان نیز کشیده شد. کمیسیون فرهنگ شورای اروپا ۴۷ عضو خود را از این امر بر حذر داشت که آموزۀ انجیل را همطراز نظریۀ تکامل داروین قرار دهند.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;به تازگی در همایشی در دانشگاه Trier، اعلام شد، طرز فکر" طرفداران تئوری آفرینش بر اساس آموزه&amp;zwnj;های مذهبی" بیش از پیش در مدارس رواج یافته است. اخیراً در بسیاری از مدارس آلمان، فرانسه، اسپانیا، بلژیک و هلند جزوه&amp;zwnj;ای&amp;nbsp;&amp;nbsp;۸۰۰&amp;nbsp;&amp;nbsp;صفحه&amp;zwnj;ای و رایگان به طور ناگهانی پخش شده است که در آن چنین آمده است: &amp;laquo; آفرینش یک حقیقت است. تئوری تکامل دروغی بیش نیست.&amp;raquo; در این جزوه به تبلیغ عقاید " طرفداران تئوری آفرینش ..." پرداخته شده است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;کارین تو تنها نیستی!&lt;/strong&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;در حالیکه ولف به دلیل گفته&amp;zwnj;هایش از هر سو مورد انتقاد شدید قرار گرفت، کسانی همچون نوربرت گایس (Norbert Geis)، به طرفداری از وی پرداختند. گایس که نمایندۀ حزب محافظه&amp;zwnj;کار سوسیال مسیحی در پارلمان آلمان است، در گفتگویی با Cicero online &amp;ndash; مجلۀ هنر سیاسی &amp;ndash; اینگونه اظهار داشت: "اگر یادآور شویم که انجیل آفرینش جهان را در دست قدرت بالایی می&amp;zwnj;بیند، در آن صورت می&amp;zwnj;توان جوانان را با این موضوع آشنا کرد که علوم طبیعی ضامن بیان حقایق نیستند."&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;به جز گایس، رولاند کُخ و کریستیان واگنر نیز که هر دو هم حزبی ولف به شمار می&amp;zwnj;آیند، اعلام کردند که می&amp;zwnj;توان داستان خلقت در انجیل و تئوری تکامل داروین را با هم در کلاس زیست شناسی تدریس کرد.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;همۀ بحثها بر سر داروین است!&lt;/strong&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;چارلز رابرت داروین، مشهورترین طبیعی دان انگلیسی است که با نظریۀ خویش به نام "تئوری تکامل" انقلاب فکری عظیمی را در زمان خویش به وجود آورد. بر خلاف آموزه&amp;zwnj;های دینی که معتقد بودند انسان از همان ابتدا به صورت امروزی خویش آفریده شده است، داروین اظهار داشت که کل حیات از یک نیای مشترک سرچشمه گرفته است. بر طبق اعتقاد داروین، انسان همانند دیگر موجودات زنده، تکامل یافته است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;نظریۀ داروین دربارۀ رده بندی و رویکردش به جغرافیای زیستی به همراه کتابهایش دربارۀ گیاه&amp;zwnj;شناسی تجربی باعث شدند تا از وی به عنوان پدید آورندۀ مکتب داروینیسم نام ببرند. انتشار مهمترین کتاب او به نام "اصل انواع" در سال ۱۸۵۹ انقلاب داروینی را به همراه داشت که نقطۀ عطفی در جهان بینی&amp;zwnj;های پس از سال ۱۸۵۹ به شمار می&amp;zwnj;آید و هستۀ اصلی زیست شناسی نوین را تشکیل می&amp;zwnj;دهد.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://keen.persianblog.ir/post/1132</link>
      <author>بهنام</author>
      <comments>http://keen.persianblog.ir/comments/457146/8817229/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-457146.post-8817229</guid>
      <pubDate>Sun, 29 Jan 2012 11:12:06 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>سیر تکاملی انسان</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;من به گوش تو سخنهای نهان خواهم گفت&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; سر بجنبان که بلی ، جز که به سر هیچ مگو&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;مقدمه&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;مساله تکامل یا عدم تکامل انسان و به عبارت دیگر ترانسفورمیسم&amp;nbsp;&amp;nbsp;یا فیکسیسم&amp;nbsp;&amp;nbsp;یکی از بحث انگیزترین مباحث علمی و یکی از وجوه اختلاف علمای مادی و الهیون و یکی از وجوه مکتب های دینی دیگر طی سالیان سال بوده است. و ذهن بسیاری از متفکران و دانشمندان را به خود معطوف داشته است ولی تا کنون حل نشده باقی مانده است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;اینکه انسان دارای مراحل تکاملی در طول حیات خویش بوده و از نظر فرهنگ سیر تکامل پیموده است جای تردید و اختلاف نمی باشد و نیست. بلکه چیزی که همواره مساله ای مبهم بوده موضوع تکامل جسمانی انسان بوده است. علما و فلاسفه برای موجودات بطور اعم قائل به مراحل زندگانی بوده اند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;چنانکه گفته اند:&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;موالید سه گانه یعنی &amp;laquo; معدن ، نباتات و حیوان &amp;raquo; بهم پیوسته اند. معدن از نظر ترتیب در پیدایش مقدم بر نباتات و نباتات مقدم بر حیوان بوده است. و این سلسله مراتب به طور منظم می باشد که آخرین مرتبه معادن از قبیل طایفه مرجان با اولین مرتبه نباتات بسیار به هم شبیه و نزدیک است. همچنین آخرین درجه نباتات با اولین درجه حیوانات دریایی مشابهند و نیز آخرین حلقه حیوانات از قبیل میمون با اولین مرتبه انسان شباهت و قرابت دارد.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;از طرف دیگر در بین علما و اندیشمندانی که دستاوردهای علمی را نادیده گرفته اند این مساله که انسان از نظر جسمانی نیز دارای سیر تکاملی بوده موضوع اساسی نبوده ، بلکه چیزی که همواره مورد بحث آنان قرار گرفته ، آن بوده است که :&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;انسان امروزی چگونه و در کجا از سلسله انسانهای شناخته شده از نظر کاوشهای انسان شناختی جدا شده است؟&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;قصد در این نوشتار ارائه نظریه مبنی بر قرآن ، احادیث و مطالعاتی در زمینه انسان شناسی است که تبیین کننده مسائل مطرح شده و جوابگوی آن است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;در ابتدا ذکر این نکته لازم است که این نظریه ترانسفورمیسم &amp;laquo; تکامل &amp;raquo; را در کل نظام نفی نمی کند ولی قائل به فیکسیسم &amp;laquo; عدم تکامل &amp;raquo; در مورد انسان کنونی است. این نظریه در تبین خود&amp;nbsp;&amp;nbsp;اظهارات دین را صحیح و مبنا قرار داده است و سپس تایید علمی آن اظهارات را جویا شده است و به مقایسه آن اظهارات با شواهد علمی پرداخته و در مواردی در اصلاح فرضیات و نظریات علمی اقامه کرده است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;معارف عقیدتی&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;عمر انسان کنونی :&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;در ابتدای بحث ، به محاسبه ای ساده می پردازیم تا بدانیم بنابر عقاید اسلامی عمر انسان کنونی که از سلاله آدم (ع) است چه مدت می گذرد؟&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;بنابر شواهد علمی از جمله اکتشافات پروفسور وولی طوفان نوح در حدود 320 سال پیش از میلاد مسیح به وقوع پیوسته است. که طوفان نوح در 950 سالگی حضرت نوح (ع) به وقوع پیوست و نیز در بحارالانوار آمده است که بین نوح و آدم (ع) 1500 سال فاصله بوده است و حضرت آدم (ع) 936 سال عمر کرده است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;با محاسبه ارقام فوق خلقت آدم (ع) در 6586 سال پیش از میلاد مسیح به وقوع پیوسته است. یعنی آدم ابوالبشر در عصر حجر جدید که از هزاره هشتم قبل از میلاد شروع می شود خلق شده و بر روی زمین زندگی کرده است. نوع قربانهایی که فرزندان آدم (ع) &amp;ndash; هابیل و قابیل &amp;ndash; برای خداوند انجام داده اند و در احادیث به آنها اشاره شده است یکی شتر سرخ موی و دیگری دسته ای گندم زرد رنگ نیز موید آن است که در آن زمان اهلی کردن حیوانات و کشاورزی رواج داشته است. و این نیز از شواهدی است که بر خلقت آدم در عصر حجر صحه می گذارد. زیرا مشخصه حجر جدید اهلی کردن حیوانات و رواج کشاورزی است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;عالم ها و آدمهای پیش از آدم &amp;laquo; ابوالبشر &amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;در اینجا به طرح این سوال می پردازیم که اگر از عمر&amp;nbsp;&amp;nbsp;آدم (ع) در حدود 8600 سال می گذرد پس کشفیات و آثاری که از انسان ما قبل از تاریخ بدست آمده مربوط به چه کسانی و موجوداتی بوده است؟&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;روایت اول&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;شیخ صدوق در کتاب توحید باب 38 ضمن خبر دوم امام محمد باقر (ع) چنین نقل کرده است که :&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;به خدا قسم که خداوند هزار هزار دوران و هزار هزار آدم آفریده است ؛ تو [ انسان امروزی ] در انتهای آن دوران و آدمیان قرار گرفته ای.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;روایت دوم&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;حدیثی مهم و اساسی و حتی معتبرتر از روایت اول به سوال فوق پاسخی تعیین کننده و مشخص تر&amp;nbsp;&amp;nbsp; می دهد: از امام محمد باقر (ع) از پدرانش منقول است که حضرت علی (ع) فرمود " خداوند تبارک و تعالی پس از آنکه 7000 سال از زندگی همزمان جن و نسناس برروی زمین گذشته بود اراده کرد تا مخلوقی را با دست خویش بیافریند که در شان او خلقت آدم بود. پرده از طبقات آسمان برداشت و به ملائکه گفت : &amp;laquo; بر اهل زمین از جمله مخلوقات من جن و نسناس نظر بیفکنید &amp;raquo; پس هنگامی که ملائکه کردار آنان را از معصیت ، فساد و خونریزی به ناحق برروی زمین مشاهده کردند بر آنان گران آمد و بر اهل زمین تاسف خوردند و نتوانستند خشم خویش را&amp;nbsp;&amp;nbsp;مانع شوند پس گفتند : خداوندا ، تو بزرگ ، توانا ، جبار ،قاهر و عظیم الشانی این خلق ضعیف و ذلیل تو که در ید قدرت تو هستند و با روزی تو زندگی می کنند و از نعمت سلامتی که تو به آنها داده ای بهرورند حال آنکه مانند چنین گناهان بزرگی را مرتکب می شوند و تو بر آنها متأسّف نمی شوی و بر آنان خشم نمی گیری و انتقام خودت را از آنچه از آنان سر می زند نمی گیری این مساله بر ما گران است و از تو تعجب می کنیم. پس خداوند هنگامی که این اظهارات را از ملائکه شنید گفت : من اراده کرده ام که خلیفه ای در روی زمین قرار دهم تا در روی زمین حجتی از جانب من بر خلقم باشد. پس ملائکه گفتند تو پاک و منزهی آیا می خواهی کسی را روی زمین قرار دهی که در آن فساد کند همچنان که ابناء جن فساد کردند و خونریزی کنند چنانکه ابناء جن کردند. و به یکدیگر حسد ورزند و کینه توزنی کنند؟ پس شایسته است که آن خلیفه را از ما قرار دهی.&amp;nbsp;&amp;nbsp;ما حسد نمی ورزیم ، کینه توزی نمی کنیم ، خونریزی نمی کنیم ، سپاس تو را می گوییم ، تو را تقدیس می کنیم و ...........&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;پس خداوند جّل و علاء گفت : من می دانم آنچه را که شما نمی دانید.! من اراده کرده ام که خلقی را با دست خویش بیافرینم و از فرزندان او انبیاء و مرسلین و بندگان صالح و پیشوایان هدایت گر را قرار دهم و آنان را جانشینانی بر خلقم بر روی زمین قرار دهم تا آنان را از معصیت من باز دارند. و از عذاب من بیم دهند و به اطاعت از من هدایت کنند و به سوی من بیاورند. من نسناس را از روی زمین بر میافکنم و زمین را از وجود شان پاک می گردانم. جنّهای&amp;nbsp;&amp;nbsp;عاصی را از خلق برگزیده ام دور می افکنم و در مکانهای دور دست آسمان و زمین اسکان می دهم پس در مجاورت خلق من قرار نمی گیرند و بین جن و خلقم پرده ای قرار می دهم. بدین ترتیب نسل خلق شده ام جن را نمی بینند و با آنها نشست و بر خاست نمی کنند. و با آنان معاشرت و اختلاط نمی کنند پس هر گاه هر یک از نسل خلقم هر چند که آنها را برگزیده ام از فرمان من سر پیچی کنند آنان را در جایگاه گناهکاران اسکان می دهم و در جاهایی که آنان را وارد می کنم اینان را نیز وارد می کنم و باکی ندارم. پی ملائکه گفتند : پروردگارا هر آنچه را که می خواهی انجام بده که ما جز به آن چه تو به آموخته ای از پیش خود چیزی نمی دانیم و تو دانای حکیمی.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;نکات قابل توجه در این روایت&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;این محاوره خداوند با ملائکه ، پس از هفت هزار سال که از زندگی مشترک جنّها با نسناس ها بر روی زمین می گذشته ، صورت گرفته است. حدیث اشاره نکرده است که هفت هزار سال از خلقت جن و نسناس می گذشته است ، پس می تواند خلقت یکی پس از دیگری حادث شده باشد ولی مسلم است که این دو نوع مخلوق تا زمان محاوره خداوند با ملائکه هفت هزار سال با یکدیگر و به طور همزمان بر روی زمین زندگی می کرده اند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;دست اشاره به آن دارد که خلقت آدم (ع) یعنی خلیفه خداوند بر روی زمین بر طبق سنت کلی عالم طبیعت و سیر طبیعی موجودات &amp;laquo; ترانسفورمیسم &amp;raquo;&amp;nbsp;&amp;nbsp;نیست بلکه جدای از آن و بنا بر اراده خاص خداوندی &amp;laquo; فیکسیسم &amp;raquo; صورت گرفته است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;در وصف خلیفه الله عرفا در فلسفه جعل خلیفه گویند: فلسفه آفرینش تجلی و شناساندن خدا به خلق است و را شناختن و شناساندن هر وجود مقایسه آن با ضد آن وجود است. و خداوند ضدی نداشته است لا جرم خلیفه بیافرید و او را از طرف خود منصب داد تا چون نورانیت او با تیرگی شیطان و پیروانش که ضد خلیفه الله اند مقایسه شود معرفت حاصل گردد.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;خداوند نسناس را نابود می کند ولی آن دسته از جنها را که منفرد و گنهکارند تبعید می کند و در دو جا اسکان می دهد : یکی در فضا و دیگری در نقاط دور دست زمین.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;جن به معنای پنهان است و چون خداوند اراده کرده بود که پس از خلقت مخلوق آینده جنها از معاشرت و اختلاط با او محروم باشند بدین نام ملقب شده است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;خصوصیات انسان ، ملائکه ، جن و نسناس :&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;انسان ، جانشین خداوند بر روی زمین:&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;هر خلیفه یا جانشین ، نشانی از اصل خویش دارد و نشانه خلیفه الهی انسان روح الهی اوست که در او به ودیعه نهاده شده و با داشتن این روح است که می تواند تا آخرین درجات قریب الهی پیش رود. علت قابلیت انسان برای مسجود شدن ملائکه شدن نیز به خاطر روح الهی او بود که ابلیس این موضوع را در نیافت و گمراه شد زیرا تصور می کرد آدم (ع) صرفا از ماده تیره آفریده شده و او از انرژی ناب.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;ملائکه ،کارگزاران خداوند در امور جهان:&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;از آیات و احادیث و نهج البلاغه بر می آید که:&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;ملائکه از خود اختیاری ندارند بلکه تابع محض امر پروردگارند. علت اینکه ابلیس توانست از امر پروردگار سر پیچی کند این است که او از جن بود. ملائکه موجودات مجرد و لطیفی هستند که هر آنچه بر عهده آنان گذارده می شود به نحو احسن بدون دخالت هواهای نفسانی به انجام می رسانند و در محدوده اختیارات خویش دارای علم الهی هستند که از جانب پروردگار به آنان داده شده است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;ویژگیهای ملائکه:&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;ماده نیستند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;یک بعدی هستند یعنی ویژگیهای نظیر شک ، وسوسه و شهوت در آنها وجود ندارند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;مطیع امر خداوند و خیر محض اند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;محدود به زمان و مکان نیستند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;به وحدانیت خداوند شهادت می دهند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;در مقابل انسان خاضعند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;کلیه مخلوقات و انسان را در جهت تکامل یاری می دهند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;حرکتشان تسبیحی و بر اساس شفقت و شوق است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;به اشکال و صورتهای مختلف از جمله به صورت انسان ، آشکار می شوند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;10- در قیامت آشکار می شوند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;11- دارای انواع و مراتب و درجات اند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;جن ، مخلوق متقدّم خداوند بر روی زمین&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;الف- از نظر لغوی&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;تفسیر طبرسی : مردمانی با جسمانی لطیف و رقیق و سریع عمل کننده بر صورتی مخصوص بر خلاف صورت انسان و ملائکه همانا که فرشته از نور ، انسان از گل و جن از آتش آفریده شده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;المنجد : جن مخلوقی است که تصور می رود موجودی بین انسان و ارواح باشد و به این خاطر جن نامیده شده است و از چشم ما پنهان است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;ب &amp;ndash; از نظر قرآن و حدیث&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;با توجه به سوره جن و آیات مختلف و احادیث : جن موجودی دارای عقل ، احساس ، اختیار ، مکلف ، مسئول و خداشناس است. یعنی در تمام جهات با انسان مشابه است.جز آنکه دارای روح الهی نیست و در نتیجه از نظر رسیدن به قرب الهی محدود است و همچون انسان شیفته اصل خویش نیست.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;تفسیر المیزان ( جلد 20 ) : جن نوعی مخلوق است که از حواس ما پنهان است و قرآن کریم وجود آن را تصدیق می کند. این مخلوق که نوعا قبل از انسان خلق شده است از آتش آفریده شده است. چنانکه انسان از خاک آفریده شده است. آنان مانند انسان زندگی می کنند و میمیرند و در روز باز پسین برانگیخته می شوند و دارای مذکر و مونث هستند به نحوی که به ازدیاد نسل می پردازند. آنها دارای شعور و اراده اند و توانایی بر حرکات سریع و اعمال شاقه دارند، چنانکه در قصص حضرت سلیمان (ع) و قصه ملائکه صبا آمده است آنان چون انسان مکلف اند و دارای مومن و کافر و همچون صالح و طالح &amp;laquo; بد کار &amp;raquo; اند. به تصدیق قرآن ابلیس از جن بوده و دارای ذریّه و قبیله است. مرحوم علامه طباطبایی در ذیل آیات 8 و 9 سوره جن (( به درستی ما قصد آسمان نمودیم پس آنرا پر شده از نگهبان سخت و تیرهای شهاب یافتیم ما برای دریافت پیامهای آسمانی در جایگاه ای می نشستیم ولی اگر اکنون یکی&amp;nbsp;&amp;nbsp;از ما چنین کند با تیر شهاب مواجه خواهد بود )) می نویسد : از مجموع این دو آیه چنین فهمیده می شود که آنان همزمان با نزول قرآن و بعثت پیامبر اکرم (ص) با یک حادثه تازه آسمانی مواجه شده اند و آن منع شدن جن از دریافت اخبار آسمانی از طریق اسقراق سمع بوده است و نیز در ذیل آیه (( کنا طرائق قددا )) می نویسد : دلیلی است بر تفرق آنها و از نظر دیگر مفسران بعید نیست که استعاره ای باشد بر اینکه آنها از نظر اختلاف و دین در روشها از یکدیگر مجزا بوده اند به نحوی که هر شیعه از آنان به غایت و نتایج گوناگونی منتهی می شوند .&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;تفسیر مجمع البیان ( جلد 10 ) : در مجمع البیان و همچنین در المیزان در تفسیر سوره جن حدیثی &amp;laquo; علقعه بن قیس &amp;raquo; نقل شده است . این حدیث گویای این مطلب است که در شبی مشهور به لیله الجن : حضرت رسول اکرم (ص) به تنهایی با جنها ملاقات کرد و برای آنان قرآن قرائت کردند. همراهان حضرت که با او بودند و در آن شب حضرت را گم کرده بودند ، پس از بازگشت از ایشان سوال کردند که در کجا بسر می برده اند ؟ ایشان پاسخ می دهند: تعدادی از جنیان نزد من آمدند. پس با آنها رفتم تا برای آنان قرآن بخوانم . همراهان حضرت می افزایند که ایشان ما را بردند و َآثار و باقیمانده آتشی را که برای روشنایی یا پخت و پز غذا روشن کرده بودند به ما نشان دادند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;مرحوم طبرسی همچنین به نقل از بلخی می نویسد تا قبل از بعثت نبی اکرم (ص) جنها به آسمان صعود می کرده اند ولی از آن پس از این کار منع شده اند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;نسناس، سرآمد موجودات طبیعی&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;الف &amp;ndash; فرهنگ المنجد : حیوانی افسانه ای موهوم که تصور می شود به شکل انسان باشد و در نزد عامه ای از مردم گونه ای از میمون است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;ب &amp;ndash; بحارالانوار : حیوانی شبیه به انسان که گفته می شود در برخی از بلاد هندوستان یافت می شود؛ ممکن است منظور از نسناس انسان وحشی غیر متمدنی باشد که قبل از حضرت آدم (ع) وجود داشته است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;ج &amp;ndash; چهر مقاله عروضی : نسناس بعد از حیوان او شریف تر است که به چندین چیز با آدمی مشابه است. یکی به بالهای راست ! دوم به پهنای ناخن و موی.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;د &amp;ndash; فرهنگ دهخدا : خلقی بر صورت مردم ، مگر در عوارض مخالف مردم اند و آدمی نیستند &amp;laquo; منتهی الارب &amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;نتیجه گیری در مورد نسناس&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;نسناس آخرین حیوان و کاملترین موجود زنجیره طبیعت است. این انسان نمای وحشی نسبتا قد کوتاه و بیشترین شباهت را به انسان داشته است. قامت راست ، پهنی ناخن و موی سر ، ولی از سیرت انسانی بی بهره بوده است. چون مصداق آن را انسانها ندیده اند &amp;laquo; بنابر حدیث مذکور که خداوند آنها را پیش از خلقت انسان منقرض کرده است؛ از آنها به گونه های متنوع و با تعابیر افسانه ای یاد شده است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;کشفیات علمی&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;حال به وادی علم و تجربه وارد می شویم و زمینه های عقیدتی فوق الذکر را در آن وادی جست و جو میکنیم. ابتدا نظری بر جدول زیر می افکنیم این جدول که از تاریخ تمدن ویل دورانت جلد یک صفحات 139 و 140 و 141 استخراج شده است و گویای مسائل بسیاری است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;دوره یخبندان چهارم ( که نسبت به ما آخری است ) تاریخی میان 50 تا 25 هزار سال پیش از میلاد دارد و ما اکنون در دوره آرامش پس از یخبندان هستیم. این جدول نشان می دهد که پیش از انسان کنونی آدمیانی در نقاط مختلف کره زمین می زیسته اند که می توان برای آنها سیر تکاملی قائل بود و آنها را دارای خُلق های جداگانه ای دانست. اما آنچه که ظاهرا از جدول فوق حاصل می شود این است که سه نوع انسان پیته کانتوپوس ( پتیکانتوپوس ) آئوآنتروپوس و نئاندرتال که نمونه ای از خیل انسانهای پیش از انسان کنونی به شمار می روند از نظر جسمانی دارای سیر تکاملی بوده اند زیرا دارای جمجمه ای متکاملتر تر از انسان پیش از خود بوده اند. ولی دو نوع انسان کرومانیون و انسان کنونی که هر دو به هموساپین یا انسان هوشمند مشهورند چنین تناسبی را نسبت به سایر انسانها ندارند؛ انسان کنونی جمجمه ای به حجم 1450 سانتی متر مکعب دارد که از جمجمه کرومانیون کوچکتر است و هم از حجم جمجمه انسان نئاندرتال. از طرف دیگر کرومانیون دارای جمجمه ای با حجم کمتر ، مساوی یا بیشتر از حجم جمجمه نئاندرتالها بوده اند بنابراین می توان نتیجه گرفت که انسان کنونی از انسان کرومانیون مجزا بوده و انسان کرومانیون نیز ربطی به انسان نئاندرتال نداشته است. طول قدهای کوتاه کاملا مختلف دو نوع اخیر نیز مؤید این نظر است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;دوران زمین شناسی&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;دوران انسان شناسی&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;تقسیمات تاریخ&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;از نظر انسان شناسی&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;انواع انسان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;بلندی قامت&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;سانتی متر&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;ظرفیت جمجمه&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;سانتی متر مکعب&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;تاریخ تقریبی&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;قبل از میلاد&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;0&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;حجر قدیم&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;پتیکانتوپوس&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;انسان جاوه&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;170&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;950&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;475000 سال&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;0&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;حجر قدیم&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;آئوآنتروپوس&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;انگلیس&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;1300&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;125000 سال&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;0&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;یخبندان چهارم&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;حجر قدیم&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;نئاندرتال&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;آلمان و فرانسه&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;160&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;1600&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;40000 سال&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;0&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;پس از یخبندان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;حجر قدیم&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;کرومانیون&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;فرانسه&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;178-193&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;1715-1590&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;20000 سال&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;هولوسن &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;پس از یخبندان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;حجر متوسط&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;انسانهای آزیلی&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;10000 سال&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;پس از یخبندان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;حجر متوسط&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;بر جای گذارند گان&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;فضولات مطبخ اروپا&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;7000 سال&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;پس از یخبندان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;حجر جدید&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;ساکنان دریاچه ای&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;دوپنهاوزن&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;5000 سال&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;پس از یخبندان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;عصر مفرغ&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;نخستینتمدنهاتوسطانسانامروزیدربینالنهرینومصرو &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;160&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;بطور متوسط&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;1450&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;4000 تا 1800 ق.م&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;در خاور زمین 1000-2000 ق.م در اروپا&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;پس از یخبندان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;عصر آهن&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;قمدرخاورزمینوقمدراروپا &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;پس از یخبندان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;انسان نئاندرتال&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;انسان نئاندرتال بنابر اقوال مختلف از 150 هزار ، 100 هزار ، 40 هزار سال پیش تا حدود 20 هزار سال پیش یعنی در دوران حجر قدیم بر روی زمین زندگی کرده است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;جمعیت عظیم آنها در نقاط بسیاری از زمین خصوصا در اروپا پراکنده بوده اند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;آتش را می شناخته اند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;از نظر ساختمان بدنی و جمجمه تفاوتهایی با انسان کنونی داشته اند. به طوریکه کوتاه قد و ظرفیت جمجمه اش بیشتر بوده است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;دارای اعتقادات اولیه بوده است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;دوران سخت یخبندان چهارم را پشت سر گذاشته و هنگامی که هوا اعتدال یافته نابود شده اند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;انقراض آنها موجب شگفتی زیست شناسان و باستان شناسان شده است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;مدارک و شواهد انسان شناسی و باستان شناسی در مورد نئاندرتال ها&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;تاریخ تمدن ویل دورانت : کهنه ترین فسیلهایی که بی شک و تردید، انسانی است در نئاندرتال نزدیک دوسلدورف آلمان در سال 1857 پیدا شده است و ظاهرا 40000 سال تاریخ دارد شبیه به آن است. استخوانهای انسان دیگری که در بلژیک و فرانسه و اسپانیا و حتی در سواحل دریای جلیل (&amp;nbsp;&amp;nbsp;فلسطین ) یافت شده و همه این اکتشافات علما را بر آن داشته است که تصور کنند از انسان به نام نئاندرتال در حدود 40000 سال قبل از روزگار ما در اروپا زیست کرده است. این نوع انسان کوتاه قد بوده ولی وسعت جمجمه اش 1600 سانتی متر مکعب یعنی 200 سانتی متر مکعب از جمجمه انسان عصر حاضر بیشتر بوده است. ص142.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;در میان آثاری که از انسان نئاندرتال به دست آمده و قطعاتی از ذغال و استخوان سوخته دیده می شود و بنابراین باید گفت که تاریخ نخستین آتشی که انسان افروخته از 40000 سال می گذرد. و همان اندازه که انسان به آتش احترام می گذارده و آن را مورد پرستش قرار داده ، جانوران نیز از آن می ترسیده و از نزدیکی به آن پرهیز می کرده اند ص147.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;منشا انسان &amp;laquo; نستورخ &amp;raquo; : نئاندرتالهای بعدی با توانایی ایجاد آتش و با آغاز رسم تدفین اموات در غارهای که مسکن آنها بوده و با شیوه های کارکردن با استخوانهای اجداد خود یعنی نئاندرتالهای اولیه بسیار پیش افتاده تر بودند و در مرحله تکاملی بالاتری قرار داشته اند ص 397-396.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;بسیاری از دانشمندان به این نظر که گروه نئاندرتالها ، نقطه شروع انسان کنونی بوده اند اعتراضات گوناگونی کرده اند. مثلا اختلاف در ساختمان دندانها از موارد اعتراض است. این اعتراض مخصوصا درباره بزرگی حفره های دندانهای آسیای بزرگ نئاندرتالها تا انتهای ریشه های دراز و کوتاه آنها ادامه دارد ادامه داشته است ص 415.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;تاریخ جهانی &amp;laquo; دولاندلن &amp;raquo; : او درباره دوره نئولیتیک میانه می نویسد : نژاد عمده انسانی نژاد نئاندرتال است که استخوانهای زیادی از او بدست آمده ، از مشخصات وی پیشانی بلند و متمایل به عقب طاق ابروان ضخیم ، فک جلو آمده و استخوان بندی محکم می باشد. با مطالعه استخوان بندی این انسان معلوم می شود که وی به زحمت می ایستاده ، هنگام راه رفتن زانو ها خمیده بوده و زبان روشن و صریحی نداشته است. نژاد نئاندرتال ظاهرا از نژاد هایدلبرگ بوده است و دو نژاد دیگر نزدیک به همین نژادها فلسطین و رودزیا در همین دوره زندگی می کرده اند ص3.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;سیر تاریخ &amp;laquo; گوردون چایلد &amp;raquo; : شرایط نا مساعد زندگی در آن ایام ، مانع افزایش نوع بشر نشد. در اروپا ، در طی دوره کوتاهی از پالئولیتیک میانه که از جهت طول زمان یک پنجم پالئولیتیک سفلی است اسکلت های بدست آمده 5 برابر اسکلت های دوره پالئولیتیک سفلی است. مع ذلک در پایان آخرین دوره یخبندان انسان نئاندرتال در اروپا از بین رفت ص30.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;گروههای که بهتر شناخته شده اند در اروپا بسر میبرند و از نژادی که بنام نئاندرتال معروف است بوده اند و بدون تردید با هموساپین ها اختلاف داشته اند کاسه جمجمه آنها به بزرگی جمجمه اروپایی های فعلی بوده است لیکن به جای طاق ابروان یک برآمدگی استخوانی بالای چشمان آنها قرار داشت ص 28.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;بسیاری از دانشمندان تصور می کنند انسان نئاندرتال که با آب و هوای شمالی خو گرفته بود در دوره گرما از بین رفته و بنابراین منکر وجود خون نئاندرتالها در نژاد معاصر می باشد ص 28.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;انسان کرومانیون&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;در علم انسان شناسی ، انسانهای کرومانیون و انسان کنونی را هموساپین یا انسان هوشمند نامیده اند. ولی این دو نوع نیز دارای تفاوتهای اساسی با یکدیگر بوده اند. انسان کرومانیون دارای ویژگیهای خاص خویش است که از بسیاری از جهات با ویژگیهای انسان کنونی مطابقت ندارد. بهتر است این نوع را نیز از نظر انسان شناسی بهتر مورد مطالعه قرار دهیم.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;از حدود 25 تا 20 سال پیش از میلاد پس از سپری شدن دوران یخبندان چهارم ، که مشهور به پالئولیتیک است. به وجود آمده و آثارش در دوره نئولیتیک نشانگر تمدن خاصی است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;معمولا بلند قامت بوده ، با حجم جمجمه ای بیش از حجم جمجمه انسان کنونی.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;دارای نژاد های مختلف و انواع متعددند و معلوم نیست منشاء واحدی داشته باشد بلکه احتمال مقطوع بودن آنها از یکدیگر بیشتر است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;نژادهای مختلف آنان در اغلب نقاط زمین به طور همزمان و گسترده پراکنده بودند. و نژادی از آنها از آسیا به اروپا هجرت کرده است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;ده ها بلکه صدها سال با انسان نئاندرتال در جنگ و ستیز بوده است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;افسونگری و جادو جزو اعمال و از علائم آنان است. از اشکال هندسی در نقاشیهای شان استفاده می کرده اند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;در کارهای اولیه شان عدم زیبایی به چشم می خورد ولی کم کم تبدیل به هنرمندانی زبردست شده اند به نحوی که در اواخر دوره حجر قدیم هنر آنان به اوج خود رسیده است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;در تصاویر شان صورت انسانی از خود به جای نگذاشته اند و تصاویر اغلب مبهم و عجیب است. صورتها معمولا دارای نقاب و بیشتر شبیه صورت حیوان است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;دارای اعتقادات و اعتقاد به آخرت و دنیای پس از مرگ بوده و برای جلب رضای خداوند قربانی می کرده و به جادو متوسل می شده اند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;10- خود فرهنگ مستقل و جداگانه ای داشته و دوره ای از تمدن را پشت سر گذاشته اند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;11- دلیل قاطع و قانع کننده ای بر انقراض آنها و از بین رفتن نسل شان در دست نیست.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;12- از نظر فرهنگی و جسمانی شباهت زیادی به اسکیمو های کنونی داشته اند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;&#xC;مدارک و شواهد انسان شناسی و باستان شناسی درباره کرومانیون ها&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;الف &amp;ndash; تاریخ تمدن ویل دورانت:&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;چنین به نظر می رسد که در حدود 2000 سال پیش از میلاد مسیح انسان نئاندرتال منقرض شده و انسان دیگری به نام انسان کرومانیون جانشین آن شده است. خود این اسم اشاره به غاری است که همین نام در دره &amp;laquo; دوردونی &amp;raquo; فرانسه که به سال 1868 نخستین آثار این نوع انسان در آ&amp;laquo;جا بدست آمده است. بقایای انسانی از این نوع که مربوط به همان زمان است در جاهای مختلفی از فرانسه و سوئیس و آلمان و گال &amp;laquo; در بریتانیا &amp;raquo; نیز پیدا شده است و همه نماینده است که قد بلندی میان 178 و 193 سانتی متر داشته و ظرفیت جمجمه شان بین 1590 و 1715 سانتی متر مکعب بوده است. انسان کرومانیون نیز مانند انسان نئاندرتال انسان غار نامیده می شود از آن جهت که بقایای این انسان در غارها بدست آمده ولی این نکته دلیل آن نیست که آن انسانها منحصرا در غارها به سر می برده اند ص 142.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;مطابق نظریه ای که امروزه مورد قبول است این نژاد عالی از آسیا به اروپا هجرت کرده و چنین تصور می رود که هنگام مهاجرت ار آفریقا گذشته و از خشکی های که تصور می کنند آفریقا را به ایتالیا متصل ساخته ، وارد اروپا شده است طرز توزیع آثاری که از این انسانها بدست آمده است نشان می دهد که ده ها بلکه صدها سال این مردم با انسان نئاندرتال در جنگ و ستیز بوده تا آخر توانسته اند اروپا از دست مالکان اصلی خارج سازند ص 143.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;فرهنگهای انسان کرومانیون&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;فرهنگ اورینیاکی &amp;laquo; اورینیاسین &amp;raquo; تقریبا 25000 سال پیش از میلاد این دوره نماینده نخستین مرحله صنعتی پس از دوره یخبندان و همچنین نخستین مرحله پیدایش مدنیت انسان کرومانیون است. هنگامی که انسان کرومانیون به بالاترین مراحل تکامل خود رسید فرهنگ ماگدالنی روی کار آمد ص 144.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;فرهنگ ماگدالنی&amp;nbsp;&amp;nbsp;که در تمام نواحی اروپا در حوالی 16000 سال پیش از میلاد پیدا شده وجه امتیازش آلات و افزارهای دقیق و متنوعی است که با عاج و استخوان و شاخ ساخته شده اند و مخصوصا سنجاقها و سوزن های ساخته شده به حد کمال رسیده است. در این مرحله از فرهنگ هنر نقاشی نیز پیش رفته و نقاشیهای آلتامیرا که شاهکار هنری انسان کرومانیون است بوجود آمد ص 145.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;ب- تاریخ جهانی &amp;laquo; دولاندلن &amp;raquo; :&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;در دوران پالئولیتیک &amp;ndash; پارینه سنگی &amp;ndash; زمانی که یخچال ها عقب نشستند هوا همچنان سرد ولی خشکتر بود.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;نژاد نئاندرتال مانند نژاد هایدلبرگ از میان رفته است و سه نژاد جدید دیگر یعنی کرومانیون، شانسلاد و گریمالدی پا به وجود گذاشت. در دوران مزولیتیک &amp;ndash; میان سنگی &amp;ndash; نژاد شانسلاد و نژاد گریمالدی در اروپا از بین رفت در صورتی که نژاد کرومانیون به حیات خود ادامه می داد و دو نژاد دیگر نیز پیدا شد یکی از آنان نژاد مدیترانه ای می باشند که از جنوب آمده و دارای قامت کوتاه و چشمان فرو رفته و موهای سیاه و صورت کشیده &amp;laquo; دولیکوسفال &amp;raquo; بود. نژاد دیگر نژاد آلپی است که منشا آنها از شرق بود و قامتی متوسط و چشمان و موهای خرمائی رنگ و صورت و جمجمه ای گرد &amp;laquo; پراکی سفال &amp;raquo; داشت. و بدین ترتیب باید گفت که اصل این قوم از آفریقا و آسیا بوده و نژاد های سابق بوسیله آنها از بین رفته و یا مجبور به عقب نشینی شده اند ص7.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;نژادهای انسانی ، انسان دوره مزولیتیک در این دوره نیز به حیات خویش ادامه داد ولی نژاد کرومانیون در حال زوال بود و دو نژاد دیگر رو به ازدیاد گذاشت یکی از این دو نژاد یعنی نژاد مدیترانه ای با نژاد آلپی که اکثریت سکنه اروپای مرکزی را تشکیل می داد در آمیخته ، و سراسر اروپا را فرا گرفت و دیگری که به نژاد شمالی معروف است ، برای نخستین بار در این دوره ظاهر شده از مشخصات و محل زندگی آنها می توان گفت : دارای قامت بلند ، جمجمه کشیده &amp;laquo; دولیکو سفال &amp;raquo; ، چشمان آبی و موی بور می باشد و مرکز زندگی آنها شمال و مشرق اروپا بوده است ص 8.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;ج- سیر تاریخ &amp;laquo; گوردون چایلد &amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;در دوره نئولیتیک ( نو سنگی ) نه یک تمدن واحد ، بلکه تمدنهای بیشماری بوجود آمد که وجه امتیاز آنها کشت گیاه ها یا پرورش حیوانات مختلف ، ایجاد موازنه میان کشاورزی و گله داری ، انتخاب محلهای گوناگون برای ایجاد روستا ، بکار بردن نقشه ها یا روشهای متفاوت در خانه سازی ، شکل و زینت ظروف و بالاخره اختلاف بارز میان مراسم مذهبی بعد از مرگ اختلاف طلسم ها و سبکهای هنری می باشد. هر تمدن ، محصول سازش تقریبی ، با محیطهای معین و دارای یک ایدئولوژی مخصوص است تفاوت میان آنها نتیجه اکتشافات متعدد یا اختراعات کوچکی که منحصرا جنبه محلی دارند و مربوط به خصوصیات معرفه الارضی. اقلیمی یا گیاهی و همچنین مربوط به عاداتی که شرح و توصیف آنها همیشه ممکن نیست می باشد بنابراین نباید تنها از دانش نئولیتیک بلکه باید از دانشهای نئولیتیک سخن گفت. آداب و سنتهای علمی مجامع بربر ، بسیار غنی تر از اطلاعات نیاکان وحشی آنها بود ص 56.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;هموساپین ها ، در یک زمان در اروپا آفریقای شمالی و شرقی در فلسطین و حتی در حین ظاهر کشتند و در همان موقع هم اختلافاتی در نوع و نژاد آنها مشاهده می شد. محققین تاریخ طبیعی انسان در یک زمان تنها در اروپا به بقایای انسانهایی که تا حدی نزدیک به نژاد سیاه معروف به نژاد گریمالدی بود. و همچنین انسانهای بلند قد کرومانیون و یا انسانهای کوتاه قد کومب کاپل که پاره ای از آنها سری مدور ( براکی سفال ) داشته اند ، دست یافته اند ص 30-31 .&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;د- تاریخ تمدن غرب&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;احتمال نمی رود که انسان کرومانیون امروز هم روی زمین مانده باشد این انسان نماینده یک نوع بشر متغییر یا یک نوع فرعی یا به زبان معمولی ما نژاد بشر بوده است. سری دراز داشته و نسبتا بلند قد بوده و ظاهرا خیلی زیاد با مردم فعلی اروپا که سری دراز دارند مربوط بوده است ص7.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;در حدود&amp;nbsp;&amp;nbsp;(12000 ) دوازده هزار سال پیش اروپا از اقسام انسانها پر بوده است و این انسانها سوابق مختلف و در زندگی راه و رسم های متفاوت داشته اند. گاه یک دسته از دیگران جلوتر بوده و گاه یک دسته دیگر پیش می افتاده است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;دنبال کردن زیر و زبر شدن های این دسته های قبل از تاریخ از ما ساخته نیست. حقیقت این است که کارشناسان کاملا در چیزی از توالی این مردمم و فرهنگهای ایشان اتفاق نظر ندارند. اما واضح است که چیزی از نوع صعود و سقوط امپراتورها و فرهنگها در دوره تاریخ مدون این اعصار قبل از تاریخ را پر کرده است ص9.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;این مردم قبل از تاریخ بعضی عاید و افکار داشته اند که امروز به آنها عقاید مذهبی می گوییم.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;مقایسه و روشنگری&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;در این قسمت ، داده های عقیدتی در مورد نسناس و جن را با اطلاعات علمی ارائه شده درباره انسانهای نئاندرتال و کرومانیون مقایسه می کنیم تا بدانیم که آیا نسناس همان نئاندرتال و جن همان کرومانیون است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;نسناس &amp;szlig; نئاندرتال&amp;nbsp;&amp;nbsp;و جن&amp;szlig; کرومانیون&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;کشفیات باستان شناسی و تاریخ طبیعی انسان ، قدمت انسان نئاندرتال را حدوداً بیست هزار سال پیش ( هجده هزار سال پیش ) به شمار می آورند. از هجده هزار تا 6600 سال پیش از میلاد که آدم (ع) دارای روح گردیده و برروی زمینی زندگی کرده است. یعنی دوره ای در حدود یازده هزار و چهارصد سال ، به مسائل زیر اختصاص داشته است :&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;اضمحلال تدریجی یا ناگهانی انسان نئاندرتال &amp;laquo; نسناس &amp;raquo;.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;اوج گیری تمدنهای متنوع کرومانیون ها جن ها.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;تبعید جن های عصیانگر و کوچ دادن آنان از محل و ماوای آینده مخلوق برگزیده به نقاط دوردست زمین یا به فضا.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;قابلیت استتار یافتن جن ها از مخلوق برگزیده ، برای جلوگیری از معاشرت با یکدیگر به تدریج یا به طور ناگهانی.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;آماده سازی کلی منطقه ای از زمین به احتمال زیاد بین النهرین برای پذیرایی از مخلوق برگزیده خداوند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;تکامل جسمانی آدم (ع) تا قبل از دمیده شدن روح در کالبد خاکی او زیرا همچنان که از قرآن ، نهج البلاغه و احادیث در مورد خلقت آدم (ع) بر می آید. جسم او تا قبل از نفحه روح الهی ، دورانی را گذرانیده است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;&#xC;در مورد نسناس&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;الف &amp;ndash; اطلاعاتی که درباره انسان نئاندرتال از منابع انسان شناسی ارائه شده نه تنها هیچ منافاتی با خصوصیات بر شمرده برای نسناس ندارد. بلکه موید آنهاست. چنانکه ویژگیهایی را که از 4 مقاله عروضی در مورد نسناس آوردیم خصوصا راست قامت بودن ، مطابق با اظهارات علم است. مبنی بر اینکه در بین تمام آدم نماها فقط نئاندرتال راست قامت بوده است. البته آن هم نه بطور کامل مانند انسان کنونی.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;ب- نکته جالبی که علم نتوانسته است پاسخ گوید این است که چگونه انسان نئاندرتال از بین رفت ؟ برخی از علما جسته و گریخته و بدون دلیل و مدرک و صرفا از روی حدس و گمان و با ابهام گفته اند :&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;سرانجام انسان کرومانیون ، انسان نئاندرتال را از بین برد.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;ولی این سوال همواره وجود دارد که چرا چگونه انسان نئاندرتال که سرمای سخت یخبندان را پشت سر گذاشت ، با آن جمعیت عظیم خود که بیشتر نقاط زمین را پوشانده بود و می توانست سالیان سال &amp;laquo; همچنان که حداقل حدود 20 هزار سال زندگی کرده بود &amp;raquo;. باز هم به زندگی خود ادامه دهد از بین رفت خصوصا وقتی که هوا گرم و مرطوب شده و برای ادامه حیات وضع مناسبی پیش آمده بود.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;جالبتر اینکه برخی از شناسان گفته اند : ممکن است علت از بین رفتن نئاندرتال ها ناسازگاری آنها با هوای گرم و مرطوب بوده است زیرا این نوع آدمی به هوای سرد عادت کرده بود. و از خود نمی پرسند مگر این انسان همان انسان که قبل از دوره یخبندان چهارم ، چندین هزار سال در سال در هوای نسبتا گرم و مرطوب به سر برد و دوران سرما را نیز سپری کرد ، پس چرا وقتی به هوای گرم و مرطوب و مساعد رسید از بین رفت؟&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;پاسخ صحیح این است که ، همان طور که خداوند خود فرموده است : این اضمحلال به اراده صائب او صورت پذیرفته است. البته مسلم است که اضمحلال نسناس یا انسان نئاندرتال از مجرای طبیعت و مطابق با قوانین طبیعی صورت گرفته است ولی با اراده خاص الهی و نه بر طبق سیر کلی و عادی طبیعت زیرا اگر سیر عادی طبیعت می بود. دانشمندان علت را تا کنون یافته بودند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;&#xC;درباره جن&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;الف &amp;ndash; تبعید و مهاجرت : خداوند فرموده بود که جنّهای عاصی و گنهکار را به دو صورت از خلق برگزیده ام یعنی از فرزندان آدم دور نگه می دارم ؛ یا در نقاط دور دست زمین یا در فضا در مورد مهاجرت کرومانیون ها ویل دورانت در تاریخ تمدن می نویسد : مطابق نظریه ای که امروزه مورد قبول است این نژاد عالی از آسیا به اروپا هجرت کرده است و چنین تصور می شود که هنگام مهاجرت ار آفریقا گذشته و از خشکی هایی که تصور می کنند آفریقا را به ایتالیا متصل می ساخته وارد اروپا شده باشد.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;و دولاندلن می نویسد : باید گفت اصل این قوم از آسیا و آفریقا بوده و نژاد های سابق بوسیله آنها از بین رفته و یا مجبور به عقب نشینی شده اند. اکتشافات پیش از تاریخ در آسیا و آفریقا هنوز بسیار کمیاب است و نمی توان اطلاعات صحیحی درباره این نژاد ( قوم شمالی ) بدست آورد.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;درباره آمریکا باید دانست که این قاره از دوره نئولیتیک ( نو سنگی ) و بوسیله مهاجمانی که آسیایی بودند مسکون شده است. به جز مورد اخیر که تاریخ آن تقریبی است و سندی بر تبعید جن به نقاط دور دست زمین است ، باستان شناسان هنوز نتوانسته اند زمان این مهاجرت ها را به دقت تعیین کنند چنین به نظر می رسد که اگر تاریخ این مهاجرتها معین شود ، دلایل محکمتری بر حقانیت علمی حدیث ذکر شده به دست می آید. ولی در هر صورت حتی اگر کشفیات انسان شناسی و باستان شناسی نتوانند زمان این مهاجرت ها را مشخص کنند ، از حدیث مذکور چنین نتیجه می شود که این مهاجرت ها همان تبعید جنهای عاصی به نقاط دور دست زمین است زیرا اروپا و آمریکا نسبت به آسیا دورند و برای مزاحمان احتمالی آدم ابوالبشر که در آسیا سکنی می گزیده تبعید گاه محسوب می شده است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;ب- روشهای زندگی : گذشته از ویژگیهای نوعی کرومانیون ها &amp;laquo; جن ها &amp;raquo; آنها از نظر روش با یکدیگر وجوه اشتراکی داشته اند که آنها از بنی آدم مجزا می سازد و نسبت به یکدیگر وجوه افتراقی داشته اند که موجب تمایز تیره های مختلف آنها از یکدیگر شده است. در زیر به دو مشخصه می پردازیم :&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;تمدن بر انسان و اختلاف با او: از آیه 26 سوره ، حجر چنین مستفاد می شود که ن ، خلقی متقدم بر انسان و نوعی مجزای از او بوده است و به همین دلیل دارای روشهای زندگی خاص خود بوده و هست.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;طبق شواهد انسان شناسی ، همچنان که گوردون چایلد می نویسد : تمام مجامع پالئولیتیک برای ساختن لوازم کار خود از استخوان و عاج استفاده می کرده اند و در تراش سیلیکس اصول واحدی داشته اند. و با توجه به افزارهایی که دمورگان در سال 1896 در مصر پیدا کرده است بازمانده های اصل حجر قدیم در ناحیه فیوم مصر و اکتشافات خلیج استیل در آفریقای جنوبی که همه نشانگر روش واحد انسانهای دو قاره ، اروپا و آفریقاست و نیز ویژگیهایی مانند توسل به جادو همراه با نقاشیهای عجیب و غریب و زیبا و هنرمندانه موجب می گردد چنین نتیجه گیری می کنیم که کرومانیون ها &amp;ndash; جن ها &amp;ndash; برای خود عالمی مجزا داشته اند و نوعی مستقل با تمدنی پیشرونده و دارای سیر تکاملی بوده اند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;روش فنی خاص تیره های مختلف کرومانیون ها برای حفره چاه در سنگهای آهکی و ایجاد دالان های زیر زمینی و استخراج سیلیکس و تبدیل آن به کالاهای ساخته شده و صدور آن به نقاط مختلف و سایر ویژگیهای تمدنی که انسان شناسان برای آنان قائل شده اند ، موید این نظر است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;تنوع : در تفسیر آیه &amp;laquo; کنا طرائق قددا &amp;raquo; که گویای تیره های مقطوع و مجزای از یکدیگر جنیان و روشهای متنوع ، با غایت و نتایج متعدد آنان است دو نوع نظر ارائه شده است که هر دو نظر با دستاوردهای انسان شناسان در باره تنوع کرومانیون ها و مجزا بودن فرهنگها و تمدنهای آنان از یکدیگر هماهنگی دارد. چنانکه آمده است انسان شناسان به خاطر تعداد زیاد تیره های کرومانیون ها و فرهنگهایشان دچار مشکل شده اند و نامهای مختلف و متعددی به تیره های متنوع آنها دادهاند ، از جمله , کرومانیون ، شانسلاد ، گریمالدی ، نژادهای آلپی ، مدیترانه ای و شمالی ، ماگدالنین ، اورینیاسینها و ................&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;و نیز آوردیم که : در دوره نئولیتیک نه یک تمدن واحد بلکه تمدنهای بیشماری به وجود آمد هموساپین ها در یک زمان در اروپا آفریقای شمالی و شرقی در فلسطین و حتی در چین گشتند و در همان موقع هم ، اختلافاتی در نوع و نژاد آنها مشاهده شد. در حدود دوازده هزار سال پیش اروپا از اقسام انسانها پر بوده است و این انسانها ، سابقه های مختلف و راه و رسم های متفاوت داشته اند . دنبال کردن زیر و زبر&amp;nbsp;&amp;nbsp;شدن های این دسته های قبل از تاریخ ، از ما ساخته نیست . حقیقت این است که کارشناسان ، کاملا در توالی این مردم و فرهنگ های ایشان ، اتفاق نظر دارند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;ج- جدال با نسناس : حدیث ذکر شده گویای این مطلب است که جن های عاصی و گنهکار با نسناس به جنگ و ستیز می پرداختند و دست به ریختن خون آنان می آلودند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;ویل دورانت نیز در تاریخ تمدن می نویسد : طرز توزیع آثاری که از این انسان &amp;laquo; کرومانیون &amp;raquo; بدست آمده ، نشان می دهد که ده ها بلکه صدها سال ، این مردم با انسان نئاندرتال در جنگ و ستیز بوده اند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;د- بر صورت غیر : در تعریف جن به نقل از مجمع البیان آوردیم که مردمانی ظاهری غیر از ظاهر انسانی تایید انسان شناسی این مساله چنین است :&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;صورت های که در دوره ماگدالنی از انسان تهیه شده ، معمولا دارای نقاب و یا شبیه به صورت حیوانات بوده و این تصاویر بدون شک از جادوگران می باشد. علما چون توجیه انسانی برای آنها نداشته اند آنها نداشته اند آن تصاویر را به جادوگران منتسب کرده اند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;در بعضی غارها ، چیزی بنظر می رسد که محتملا شکل دست انسان است و غالبا یک یا چند انگشت کم دارد.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;ه- سریع العمل و قادر به اعمال شاقه :&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;از دیدگاه مرحوم طبرسی جن ها اجسام لطیف و رقیق و سریع عمل کننده هستند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;از قول علامه طباطبایی نیز آوردیم که : جن ها توانایی بر حرکات سریع و اعمال سریع شاقه دارند ، چنانکه در قصص حضرت سلیمان و ملکه سباء آمده است.در قصه حضرت سلیمان و ملکه سبا چنین آمده است : هنگامی که حضرت سلیمان از جماعت مردم &amp;laquo; جن و انس &amp;raquo; تخت ملکه سباء را طلب کرد ، شخصی از جنیان گفت : من قبل از آنکه بین بارگاه ملکه سباء و جایگاه حضرت سلیمان ، کیلومتر ها فاصله بوده است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;از قدرت و سرعت عمل آنان همان بس که بنا به روایت بلخی در تفسیر سوره جن تا قبل از بعثت نبی اکرم (ص) جنیان به آسمان صعود می کرده اند. مضامین سوره جن نیز گویای این موضوع است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;از شواهد انسان شناسی مشخص می شود که کرومانیون ها حیوانات عظیم الجثه و وحشی مانند ماموت ، کرگدن و گاو وحشی را شکار می کرده اند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;آیا نکته این سوال را مطرح نمی کند که آنان در آن دوران چگونه قادر به انجام چنین اعمال شاقه بوده اند.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;جدول مقایسه انواع چهارگانه مذکور&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;علوم تجربی&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;اختیار&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;ایمان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;علم الهی&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;روح الهی&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;انسان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;+&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;+&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;-&amp;infin; , +&amp;infin;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;+&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;+&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;ملائکه&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;+&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;*&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;جن&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;+&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;+&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;+ , -&amp;infin;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;نسناس&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;*&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;+&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;*&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;-&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;علامت * : به معنای جزیی بودن عامل است.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;علامت + : به معنای دارد می باشد.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;علامت - : به معنای ندارد می باشد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;علامت +&amp;infin; : به معنای بی نهایت دارد.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;علامت &amp;infin; -: به معنای بی نهایت ندارد. (پستی ، حیوانیت ).&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;برای اطلاعات بیشتر :&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;قصص قرآن &amp;ndash; صدر الدین بلاغی ص 299 و 356&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;بحارالانوار &amp;ndash; جلد 11 ص 267 و 103 و 104&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;قاموس قرآن جلد اول ص 52&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;نقش ملائکه در سازماندهی و حرکت جهانی &amp;ndash; محمود صلواتی &amp;ndash; ص 23 تا 38.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span&gt;من الله توفیق &amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://keen.persianblog.ir/post/1131</link>
      <author>بهنام</author>
      <comments>http://keen.persianblog.ir/comments/457146/8817209/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-457146.post-8817209</guid>
      <pubDate>Sun, 29 Jan 2012 11:08:45 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>مراحل تکامل انسان از نگاه اسلام</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;a class="highslide ageent-ru" title="" href="http://img242.imageshack.us/img242/3388/000880.jpg" target="_blank"&gt;&lt;img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="http://hatampoori.com/fa/images/stories/347_000880.jpg" alt="" width="160" height="197" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;1ـ تشهّدی&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;انسان با سرمایه ی شهود خلق شده و قلب انسان بیدار و بینا آفریده شده است.&lt;br /&gt;ـ رسول خدا&amp;nbsp;(صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرمایند:&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;کُلُّ مَولُودٍ یولَدُ عَلی الفِطْرَةِ حَتّی یَکونَ اَبَواهُ یُهَّودانَه وَ یُنَصِّرانَه وَ یُمَجِّسانَهُ&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;(1)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class="fulltext"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر مولودی بر فطرت توحید زاده می شود تا این که پدر و مادرش او را یهودی، نصرانی و مجسوسی می سازند.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;ـ خداوند به موسیعلی نبیّنا و آله و علیه السّلام می فرماید:&lt;br /&gt;بهترین کار نزد من دوست داشتن کودکان و نوجوانان است؛ زیرا ایشان بر فطرت توحیدی باقی هستند و هنوز فطرتشان آلوده نشده است؛ یعنی انسان حقایق جهان ربوبی و خلقی را با دل و بدون واسطه ی لفظ و مفهوم و بدون استدلال مشاهده می کند.(2)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بلی در طبع هر داننده ای هست&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; که با گردنده گرداننده ای هست&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ـ امّا شیطان کاری می کند تا انسان واقعیّت را آن طور که هست، نبیند و با غبار دنیادوستی او را کور می کند و نتیجه آن می شود که یا این راه و روش را انکار می کند و یا اگر قبول کند، طی نمی کند.&lt;br /&gt;ـ حضرت ابراهیمu می فرمایند:&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;و أنَا عَلی ذالِکُم مِنَ الشّاهِدینَ&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;(3)&amp;nbsp;&lt;br /&gt;یعنی در معارف الهی و مسایل دینی نه تنها عابد و عاقلم، بلکه در جهان بینی نیز عارف و شاهدم. به عبارت دیگر، ملکوت اشیا را به اراده ی الهی می بینم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;2ـ تعقّلی&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;در مقام فکر و اندیشه، انسان معارف الهی را با برهان تحلیل کند و با یقین بپذیرد.&lt;br /&gt;امّا شیطان بعد از کور کردن چشم دل (مرحله ی اوّل) در کمین عقل او می نشیند، تا عقل را در مسایل برهانی به دام مغالطه، توهّم و تخیّل اندازد.&lt;br /&gt;ـ به فرموده ی قرآن، انسان آلوده را مختال(خیال زده) می کند.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;به عبارت دیگر، در حوزه ی تعقّل درصدد این است که هنگام دلیل و برهان به دام مغالطه بیفتد و انسان برهان نما را به جای راهنمای خوب معرّفی می کند.&lt;br /&gt;مولوی در حکایت بقّال و طوطی خود، جا به جا کردن حق و باطل و یکسان پنداشتن این دو نزد برخی را به زیبایی به تصویر کشیده است.&lt;br /&gt;&amp;nbsp;طوطی ای زیبا و خوش سخن در دکّان بقّالی بود و هر روز برای او سخن می گفت. امّا روزی هنگام پریدن به شیشه های روغن خورد آن ها را شکست و بقّال برای تنبیه او را زد و موهای سر طوطی ریخت.&amp;nbsp; از آن به بعد ساکت شد و دیگر هیچ نگفت. بقّال هرچه کرد، نتوانست دل او را به دست آورد و او همچنان ساکت بود. تا این که روزی درویشی و قلندر مسلکی کچل از جلوی مغازه رد شد. طوطی بانگ برآورد که مگر تو هم شیشه ی روغن شکسته ای که طاس شده ای؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کز چـه ای کل با کلان آمیختی&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; تـو مگر از شیشه روغـن ریختی&lt;br /&gt;از قیاسش خنده آمـد خلق را&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; کو چو خود پنداشت صاحب دلق را&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعد مولوی نتیجه ی داستان را بیان می کند که آن طوطی، کچلی مرد درویش صوفی را با طاسی خود قیاس کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کار پاکان را قیاس از خود مگیر&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; گر چه باشد در نبشتن شیر، شیر&lt;br /&gt;جمله عالم&amp;nbsp; زیـن&amp;nbsp; سببب گمـراه شد&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; کـم کسی ز ابـدال حـق آگـاه شد&lt;br /&gt;همسـری بـا انبیـا بـرداشتنـد&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; اولیـا را&amp;nbsp; همچو خـود&amp;nbsp; پنداشتند&lt;br /&gt;گفت اینک مـا بشر ایشان بشر&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; ما و ایشان بسته ی خوابیم و خور&lt;br /&gt;ایـن نـدانستند ایشان از عـمی&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; هست فـرقی در میان بی منتها&lt;br /&gt;هر دو گـون زنبور خـوردنـد از&amp;nbsp; محل&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; لیک شد زان نیش و زین دیگر عسل&lt;br /&gt;هـر دو گون آهـو گیـا خـوردند و آب&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; زین یکی سرگین شدوزان مشک ناب&lt;br /&gt;صد هزاران این چنین اشباه بین&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp; فرقشان هفتـاد ساله راه بین&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;3ـ تعبّدی&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;سوّمین مرحله از مراحل تکامل انسان، در مقام عمل است؛ یعنی بنده ی خدا بوده و کارهایش را بر اساس وحی الهی انجام&amp;nbsp; می دهد.&lt;br /&gt;امّا شیطان انسان را تشویق می کند که اعمالش را به میل خود انجام دهد، نه بر اساس وحی؛ یعنی حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال می کند و یا در مقام عمل و عبادات او به گونه ای نفوذ می کند که یا اصلاً عبادت نمی کند و یا این عبادت را ریاکارانه، منافقانه و سودجویانه انجام می دهد.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;وای من کردم حرامی را حلال!&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ای خدا هنگـام آوای&amp;nbsp; مـن است&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp; پشت درب خانه ات جای مـن است&amp;nbsp;&lt;br /&gt;لایـق&amp;nbsp; بر سفـره بنشستـن نیـم&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;خودتو می دانـی خدایـا مـن کیم&lt;br /&gt;رخـت&amp;nbsp; مهمانـی نباشـد&amp;nbsp; در بـرم&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp; گـوچـه خاکی مـن بریزم بر سرم&lt;br /&gt;مـن&amp;nbsp; گرفـتـار&amp;nbsp; غـم&amp;nbsp;&amp;nbsp; بد&amp;nbsp; حالیـم&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; رحـم&amp;nbsp; کن یا رب&amp;nbsp; به دست خالیم&lt;br /&gt;نیمه شب یا رب نمایـم&amp;nbsp; التمـاس&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;در دلم دارم خـدا&amp;nbsp; هـول و هراس&lt;br /&gt;حـق مردم مانـده بـر دوشم خدا&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;وای مـن گشتـه، فـراموشـم خدا&lt;br /&gt;وای مـن کـردم&amp;nbsp; حرامی را حلال&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; حـقّ&amp;nbsp; زهـرا&amp;nbsp; را&amp;nbsp; نـمودم&amp;nbsp; پایمـال&lt;br /&gt;وای مـن&amp;nbsp; از روز&amp;nbsp; میزان و حساب&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; مـن چـه گویم در جواب&amp;nbsp; بوتراب&lt;br /&gt;وای اگـر گوید کتابـت را بخـوان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; وای اگـر گوید تو دور از ما بمـان&lt;br /&gt;ای خـدا رحمی بر این بیچاره کن&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; نامـه جـرم مرا خـود&amp;nbsp; پـاره کـن&lt;br /&gt;ـ در سوره ی مبارکه ی اعراف، آیات 16و17 به نقل از شیطان آمده که به خداوند عرض می کند:&lt;br /&gt; لاَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقیِمَ  ثُمَّ لاَ تِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ اَیْدیِهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِم وَ عَنْ أیمانِهِم و عَنْ شَمَائِلهِمْ &lt;br /&gt;من بر سر راه راست می نشینم و انسان ها را از جلو و عقب می رانم و از پشت تعقیب می کنم و از طرف راست و چپ گرفتارشان می سازم.&lt;br /&gt;ـ منظور از این چهار جهت (جلو، عقب، راست و چپ) یعنی جهات چهارگانه ی جغرافیایی نیست؛ زیرا کار شیطان در حوزه ی وسوسه، یعنی دل آدمی می باشد و دل نیز از اقلیم جغرافیایی منزّه است، بلکه منظور این است که:&lt;br /&gt;1&amp;zwnj;ـ از جلو یعنی از آینده می ترساند.&lt;br /&gt;2ـ از عقب یعنی از گذشته اندوهگین می کند.&lt;br /&gt;3ـ از سمت یمین یعنی با نقاط قوّتی که دارد، او را فریب می دهد. مثلاً مقام و منزلت در جامعه، امّا غافل از این که مقام یا قدرت از ناحیه ی خداست و هر موقع بخواهد، می گیرد.&lt;br /&gt;4ـ از سمت شمال یعنی با نقاط ضعفی که انسان دارد، او را فریب می دهد؛ مثلاً می گوید تو که ضعیف هستی چرا امر معروف و نهی از منکر می کنی؟ غافل از این که انسان اگر به خدا توکّل داشته باشد و در مسیر حق باشد، هیچ ضعفی ندارد چون با قدرت لایزال الهی مرتبط است.&lt;br /&gt;شیطان حتّی در خواب هم انسان را رها نمی کند و بعضی از خواب ها (اضغاث احلام) خواب های شیطانی است.&lt;br /&gt;ـ علاّمه ی بزرگوار حضرت آیت الله جوادی آملی، در تفسیر گران قدر موضوعی خود، مطلب تکان دهنده ی دیگری را هم بدین مضمون می فرماید:&lt;br /&gt;ممکن است شاگردی در اوایل امر، نزد استادی درس فرا گیرد، ولی سرانجام از استاد خود ماهرتر شود.&lt;br /&gt;شیطان اگر چه دیگران را به بت پرستی فرا می خواند، ولی خودش بت پرست نبود، زیرا خداوند را به عزّت خودش سوگند می دهد.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لأغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ  إِلاّ عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصیِنَ&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;(4)&lt;br /&gt;گفت به عزّتت قسم که خلق را تمام گمراه خواهم کرد. مگر خاصّان از بندگانت که دل از غیر بریدند.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;معلوم می شود شیطان به عظمت و عزّت خداوند اعتقاد دارد که به آن قسم یاد می کند. امّا شاگردان شیطان در تنزّل و سقوط از شیطان هم پایین تر می روند و خدا را اصلاً قبول نخواهند داشت. مانند کافران یا تارکین نماز.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شیطان هزار مرتبه بهتر ز بی نماز&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; او سجده بر آدم و این بر خدا نکرد&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: left;"&gt;برگرفته از کتاب حکایت عاشقی-جلد1&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://keen.persianblog.ir/post/1130</link>
      <author>بهنام</author>
      <comments>http://keen.persianblog.ir/comments/457146/8817183/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-457146.post-8817183</guid>
      <pubDate>Sun, 29 Jan 2012 11:05:43 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>مراحل تکامل انسان_از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد</title>
      <description>&lt;div id="contentSub"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class="mw-content-rtl" lang="fa" dir="rtl"&gt;
&lt;div class="thumb tleft"&gt;
&lt;div class="thumbinner"&gt;&lt;a class="image" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Huxley_-_Mans_Place_in_Nature.jpg"&gt;&lt;img class="thumbimage" src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/9/91/Huxley_-_Mans_Place_in_Nature.jpg/250px-Huxley_-_Mans_Place_in_Nature.jpg" alt="" width="250" height="150" /&gt;&lt;/a&gt;
&lt;div class="thumbcaption"&gt;
&lt;div class="magnify"&gt;
&lt;div class="magnify"&gt;&lt;a class="internal" title="بزرگ&amp;zwnj;کردن" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Huxley_-_Mans_Place_in_Nature.jpg"&gt;&lt;img src="http://bits.wikimedia.org/skins-1.18/common/images/magnify-clip-rtl.png" alt="" width="15" height="11" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تکامل انسان&lt;/strong&gt;، بخشی از&amp;nbsp;&lt;a title="نظریه" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87"&gt;نظریهٔ&lt;/a&gt;&amp;nbsp;بزرگ&amp;zwnj;تر&amp;nbsp;&lt;a class="mw-redirect" title="تکامل" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84"&gt;تکامل&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;a class="mw-redirect" title="زیست&amp;zwnj;شناختی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C"&gt;زیست&amp;zwnj;شناختی&lt;/a&gt;&amp;nbsp;است و سر و کارش با تکامل زیست&amp;zwnj;شناختی&amp;nbsp;&lt;a title="انسان" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86"&gt;انسان&lt;/a&gt;&amp;nbsp;به عنوان یکی از گونه&amp;zwnj;های&amp;nbsp;&lt;a class="mw-redirect" title="جانور" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B1"&gt;جانوری&lt;/a&gt;&amp;nbsp;است. مقولهٔ تکامل انسان و خاستنش از&amp;nbsp;&lt;a title="کپی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%BE%DB%8C"&gt;کَپی&amp;zwnj;های&lt;/a&gt;&amp;nbsp;قدیم&amp;zwnj;تر - یا در تداول عامیانه&amp;nbsp;&lt;a title="میمون" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86"&gt;میمون&lt;/a&gt;&amp;nbsp;(گرچه این استعمال دقیق نیست) - از جنجالی&amp;zwnj;ترین مباحث در چند سدهٔ اخیر بوده&amp;zwnj;است. نگرش&amp;nbsp;&lt;a title="علم" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%84%D9%85"&gt;علمی&lt;/a&gt;&amp;nbsp;امروزین به مسئلهٔ تکامل انسان یا خاستگاه وی، مدیون طبیعی&amp;zwnj;دان معروف&amp;nbsp;&lt;a title="چارلز داروین" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%86%D8%A7%D8%B1%D9%84%D8%B2_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%86"&gt;چارلز داروین&lt;/a&gt;&amp;nbsp;است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از زمان داروین شواهد مبنی بر این نظریه به&amp;zwnj;طور قابل ملاحظه&amp;zwnj;ای محکم&amp;zwnj;تر و فراگیرتر شده&amp;zwnj;است و علوم زیست&amp;zwnj;شناختی اخیر چون&amp;nbsp;&lt;a title="ژنتیک" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%98%D9%86%D8%AA%DB%8C%DA%A9"&gt;ژنتیک&lt;/a&gt;،&lt;a class="mw-redirect" title="بیوشیمی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%DB%8C%D9%88%D8%B4%DB%8C%D9%85%DB%8C"&gt;بیوشیمی&lt;/a&gt;،&amp;nbsp;&lt;a class="mw-redirect" title="فیزیولوژی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C"&gt;فیزیولوژی&lt;/a&gt;،&amp;nbsp;&lt;a class="mw-redirect" title="بوم شناسی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%88%D9%85_%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C"&gt;بوم شناسی&lt;/a&gt;،&amp;nbsp;&lt;a class="new" title="رفتارشناسی جانوری (صفحه وجود ندارد)" href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%AC%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&amp;amp;preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;amp;editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&amp;amp;summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8%A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&amp;amp;nosummary=&amp;amp;prefix=&amp;amp;minor=&amp;amp;create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF"&gt;رفتارشناسی جانوری&lt;/a&gt;&amp;nbsp;و به ویژه&amp;nbsp;&lt;a title="زیست&amp;zwnj;شناسی مولکولی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D9%85%D9%88%D9%84%DA%A9%D9%88%D9%84%DB%8C"&gt;زیست&amp;zwnj;شناسی مولکولی&lt;/a&gt;&amp;nbsp;با فراهم آوردن شواهد محکم&amp;zwnj;تر و جزئیات بیشتر بر نظریه تکامل صحه گذاشته&amp;zwnj;اند.&lt;sup id="cite_ref-0" class="reference"&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86#cite_note-0"&gt;[۱]&lt;/a&gt;&lt;/sup&gt;&amp;nbsp;چنان که امروزه&amp;nbsp;&lt;a title="زیست&amp;zwnj;شناسی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C"&gt;زیست&amp;zwnj;شناسان&lt;/a&gt;&amp;nbsp;و&amp;nbsp;&lt;a title="مردم&amp;zwnj;شناسی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C"&gt;مردم&amp;zwnj;شناسان&lt;/a&gt;&amp;nbsp;در سرتاسر دنیا بر روی گونه&amp;zwnj;ای از ارتباط تکاملی میان انسان و دیگر گونه&amp;zwnj;های&amp;nbsp;&lt;a title="کپی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%BE%DB%8C"&gt;کپی&amp;zwnj;ها&lt;/a&gt;&amp;nbsp;توافق دارند هر چند در مورد جزئیات آن اختلاف وجود دارد.&lt;sup id="cite_ref-1" class="reference"&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86#cite_note-1"&gt;[۲]&lt;/a&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/p&gt;
&lt;h2&gt;&lt;span id=".D9.BE.DB.8C.D8.AF.D8.A7.DB.8C.D8.B4_.D8.A7.D9.86.D8.B3.D8.A7.D9.86" class="mw-headline"&gt;&lt;a class="image" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Human_evolution_scheme.svg"&gt;&lt;img class="thumbimage" src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/c/c2/Human_evolution_scheme.svg/220px-Human_evolution_scheme.svg.png" alt="" width="220" height="78" /&gt;&lt;/a&gt;پیدایش انسان&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/h2&gt;
&lt;div class="thumb tleft"&gt;
&lt;div class="thumbinner"&gt;
&lt;div class="thumbcaption"&gt;
&lt;div class="magnify"&gt;&lt;a class="internal" title="بزرگ&amp;zwnj;کردن" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Human_evolution_scheme.svg"&gt;&lt;img src="http://bits.wikimedia.org/skins-1.18/common/images/magnify-clip-rtl.png" alt="" width="15" height="11" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
چنین تصویرهایی معمولاً مبین دید سنتی &amp;mdash; و امروزه مردود &amp;mdash; از فرگشت انسان، یعنی فرایند نردبانی&amp;zwnj;اند. گاهی دارندگان این دیدگاه، خودآگاه یا ناخودآگاه، انسان خردمند را هدف نهایی تکامل موجودات تلقی می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;انسان امروزی که بر&amp;nbsp;&lt;a title="زمین" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86"&gt;کرهٔ زمین&lt;/a&gt;&amp;nbsp;می&amp;zwnj;زیَد در طبقه&amp;zwnj;بندی زیست&amp;zwnj;شناختی&amp;nbsp;&lt;em&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="انسان خردمند" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D9%85%D9%86%D8%AF"&gt;انسان خردمند&lt;/a&gt;&lt;/em&gt;&amp;nbsp;(با نام علمی&amp;nbsp;&lt;em&gt;Homo sapiens&lt;/em&gt;) خوانده می&amp;zwnj;شود و&amp;nbsp;&lt;a title="گونه" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87"&gt;گونه&amp;zwnj;ای&lt;/a&gt;&amp;nbsp;از&lt;a title="سرده" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D9%87"&gt;سردهٔ&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;em&gt;&lt;a title="انسان (سرده)" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86_(%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D9%87)"&gt;انسان&lt;/a&gt;&lt;/em&gt;&amp;nbsp;در شمار می&amp;zwnj;آید.&lt;sup id="cite_ref-2" class="reference"&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86#cite_note-2"&gt;[۳]&lt;/a&gt;&lt;/sup&gt;&amp;nbsp;این بدین معناست که گونه&amp;zwnj;های دیگری از انسان بوده&amp;zwnj;اند که از لحاظ&amp;nbsp;&lt;a title="ژنتیک" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%98%D9%86%D8%AA%DB%8C%DA%A9"&gt;ژنتیکی&lt;/a&gt;&amp;nbsp;و زیست&amp;zwnj;شناختی به اندازه&amp;zwnj;ای متفاوت بوده&amp;zwnj;اند که گونهٔ زیست&amp;zwnj;شناختی جداگانه&amp;zwnj;ای به حساب آیند. برای نمونه،&amp;nbsp;&lt;a class="mw-redirect" title="انسان نئاندرتال" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D9%86%D8%A6%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%84"&gt;انسان&amp;zwnj;های نئاندرتال&lt;/a&gt;&amp;nbsp;گونهٔ دیگری از سردهٔ&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان&lt;/em&gt;&amp;nbsp;بودند. ایشان که چند هزار سال هم با انسان امروزین اشتراک زیستگاهی داشته&amp;zwnj;اند، اکنون منقرض شده&amp;zwnj;اند&lt;sup id="cite_ref-3" class="reference"&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86#cite_note-3"&gt;[۴]&lt;/a&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس، هنگام سخن از پیدایش انسان از دو منظر در موضوع می&amp;zwnj;توان نگریست. نخست پیدایش گونهٔ به&amp;zwnj;خصوص انسان یعنی،&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان خردمند&lt;/em&gt;&amp;nbsp;ودیگر پیدایش سردهٔ&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان&lt;/em&gt;&amp;nbsp;که&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان خردمند&lt;/em&gt;&amp;nbsp;تنها یکی از گونه&amp;zwnj;های آن است.&lt;/p&gt;
&lt;h3&gt;&lt;span id=".D8.AF.D9.88.D8.AF.D9.85.D8.A7.D9.86_.D8.A7.D9.86.D8.B3.D8.A7.D9.86" class="mw-headline"&gt;دودمان انسان&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/h3&gt;
&lt;div class="thumb tleft"&gt;
&lt;div class="thumbinner"&gt;&lt;a class="image" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Hominini_cladogram.svg"&gt;&lt;img class="thumbimage" src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/1/18/Hominini_cladogram.svg/220px-Hominini_cladogram.svg.png" alt="Hominini cladogram.svg" width="220" height="272" /&gt;&lt;/a&gt;
&lt;div class="thumbcaption"&gt;
&lt;div class="magnify"&gt;&lt;a class="internal" title="بزرگ&amp;zwnj;کردن" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Hominini_cladogram.svg"&gt;&lt;img src="http://bits.wikimedia.org/skins-1.18/common/images/magnify-clip-rtl.png" alt="" width="15" height="11" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;a title="شمپانزه" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D9%85%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%87"&gt;شمپانزه&lt;/a&gt;&amp;nbsp;نزدیک&amp;zwnj;ترینِ&amp;nbsp;&lt;a class="mw-redirect" title="کپی بزرگ" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%BE%DB%8C_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF"&gt;کپی&amp;zwnj;های بزرگ&lt;/a&gt;&amp;nbsp;به آدمیان و به تبع آن نزدیک&amp;zwnj;ترین خویشاوند موجود به گونهٔ&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان خردمند&lt;/em&gt;&amp;nbsp;در میان موجودات زنده&amp;zwnj;است.&lt;sup id="cite_ref-4" class="reference"&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86#cite_note-4"&gt;[۵]&lt;/a&gt;&lt;/sup&gt;واپسین نیای مشترک گونهٔ کنونی انسان با شمپانزه شش تا هفت میلیون سال پیش در آفریقا می&amp;zwnj;زیست. شش یا هفت میلیون سال پیش سرده&amp;zwnj;ای که این جد مشترک به آن تعلق می&amp;zwnj;داشت به دو شاخه تقسیم شد. یک شاخه سرانجام به گونهٔ&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان خردمند&lt;/em&gt;&amp;nbsp;انجامیده&amp;zwnj;است و شاخه&amp;zwnj;ای به شمپانزه. جدایی مسیر تکاملی انسان و شمپانزه را انشعاب بزرگ می&amp;zwnj;گویند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فرایند انجامش شاخهٔ انسان به&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان خردمند&lt;/em&gt;&amp;nbsp;فرایندی خطی یا به&amp;zwnj;اصطلاح نردبانی نبوده&amp;zwnj;است. فرایند نردبانی بنا را بر این می&amp;zwnj;گذارد که هر زمان تنها یک گونه انسان&amp;zwnj;تبار وجود داشته&amp;zwnj;است. این انسان&amp;zwnj;تبار با گذشت زمان پله&amp;zwnj;های ترقی/تکاملی را طی کرده&amp;zwnj;است و سر انجام به برترین پلهٔ نردبان که&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان خردمند&lt;/em&gt;&amp;nbsp;باشد فراز شده&amp;zwnj;است. این تصویر سنتی دیگر امروز مقبول نیست. در تصویر نو، آن شاخهٔ اصلی که به&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان خردمند&lt;/em&gt;انجامید خود به چند ازگ&lt;sup id="cite_ref-5" class="reference"&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86#cite_note-5"&gt;[۶]&lt;/a&gt;&lt;/sup&gt;&lt;sup&gt;*&lt;/sup&gt;&amp;nbsp;تقسیم شد و&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان خردمند&lt;/em&gt;&amp;nbsp;یکی این ازگ&amp;zwnj;هاست. گونه&amp;zwnj;های دیگر که ازگ&amp;zwnj;های دیگر بوده&amp;zwnj;اند اینک منقرض شده&amp;zwnj;اند. به تمام ازگ&amp;zwnj;هایی که، پس از انشعاب بزرگ، از شاخهٔ منتهی به انسان برآمدند&amp;nbsp;&lt;a class="mw-redirect" title="دودمان انسان" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86"&gt;دودمان انسان&lt;/a&gt;&amp;nbsp;اطلاق می&amp;zwnj;شود.&lt;sup id="cite_ref-6" class="reference"&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86#cite_note-6"&gt;[۷]&lt;/a&gt;&lt;/sup&gt;&amp;nbsp;در&amp;nbsp;&lt;a title="آرایه&amp;zwnj;شناسی کپی&amp;zwnj;های بزرگ" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%DA%A9%D9%BE%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF"&gt;آرایه&amp;zwnj;شناسی نوین&lt;/a&gt;، اعضای دودمان انسان،&amp;nbsp;&lt;a title="انسان&amp;zwnj;تباران" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86"&gt;انسان&amp;zwnj;تباران&lt;/a&gt;&amp;nbsp;را تشکیل می&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاخچهٔ سردهٔ&amp;nbsp;&lt;em&gt;&lt;a title="جنوبی&amp;zwnj;کپی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%BE%DB%8C"&gt;جنوبی&amp;zwnj;کپی&lt;/a&gt;&lt;/em&gt;&amp;nbsp;یکی از شاخچه&amp;zwnj;های بزرگی&amp;zwnj;است که پس از انشعاب بزرگ از شاخهٔ منتهی به انسان برآمد. از سردهٔ&amp;nbsp;&lt;em&gt;جنوبی&amp;zwnj;کپی&lt;/em&gt;&amp;nbsp;دو سردهٔ&amp;nbsp;&lt;a title="پرامردم" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85"&gt;پرامردم&lt;/a&gt;&amp;nbsp;و&amp;nbsp;&lt;a title="انسان (سرده)" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86_(%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D9%87)"&gt;انسان&lt;/a&gt;&amp;nbsp;بر آمدند.&lt;/p&gt;
&lt;h3&gt;&lt;span id=".D9.BE.DB.8C.D8.AF.D8.A7.DB.8C.D8.B4_.D8.B3.D8.B1.D8.AF.D9.87.D9.94_.D8.A7.D9.86.D8.B3.D8.A7.D9.86" class="mw-headline"&gt;پیدایش سردهٔ&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/h3&gt;
&lt;p&gt;سردهٔ&amp;nbsp;&lt;em&gt;&lt;a title="انسان (سرده)" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86_(%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D9%87)"&gt;انسان&lt;/a&gt;&lt;/em&gt;&amp;nbsp;یکی از سرده&amp;zwnj;های خانوادهٔ کپی&amp;zwnj;های بزرگ در راستهٔ&amp;nbsp;&lt;a title="نخستی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C"&gt;نخستی&amp;zwnj;ها&lt;/a&gt;&amp;nbsp;است. باور سنتی به نزدیک&amp;nbsp;&lt;a title="دیرین&amp;zwnj;مردم&amp;zwnj;شناسی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C"&gt;دیرین&amp;zwnj;مردم&amp;zwnj;شناسان&lt;/a&gt;&amp;nbsp;این بوده&amp;zwnj;است که این سرده از سردهٔ کهن&amp;zwnj;تری به نام&amp;nbsp;&lt;em&gt;&lt;a title="جنوبی&amp;zwnj;کپی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%BE%DB%8C"&gt;جنوبی&amp;zwnj;کپی&lt;/a&gt;&lt;/em&gt;&amp;nbsp;به وجود آمده&amp;zwnj;است. امروزه در کنار این باور سنتی گزینه&amp;zwnj;های دیگری هم مطرح است که خاسته از کشف سنگواره&amp;zwnj;های جدید است: به طور خاص سنگوارهٔ&amp;nbsp;&lt;em&gt;&lt;a title="کنیامردم پخت&amp;zwnj;رخ" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85_%D9%BE%D8%AE%D8%AA%E2%80%8C%D8%B1%D8%AE"&gt;کنیامردم پخت&amp;zwnj;رخ&lt;/a&gt;&lt;/em&gt;. نقطهٔ آغاز سردهٔ&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان&lt;/em&gt;&amp;nbsp;خالی از مناقشه نیست؛ به این معنا که بر سردهٔ گونه&amp;zwnj;های مرزی اتفاق نظر نیست.&lt;sup id="cite_ref-7" class="reference"&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86#cite_note-7"&gt;[۸]&lt;/a&gt;&lt;/sup&gt;&amp;nbsp;کهن&amp;zwnj;ترین گونه&amp;zwnj;های سردهٔ&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان&lt;/em&gt;&amp;nbsp;&lt;em&gt;&lt;a title="انسان ماهر" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%A7%D9%87%D8%B1"&gt;انسان ماهر&lt;/a&gt;&lt;/em&gt;&amp;nbsp;و&amp;nbsp;&lt;em&gt;&lt;a title="انسان رودولفی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%88%D9%84%D9%81%DB%8C"&gt;انسان رودولفی&lt;/a&gt;&lt;/em&gt;&amp;zwnj;اند.&lt;sup id="cite_ref-8" class="reference"&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86#cite_note-8"&gt;[۹]&lt;/a&gt;&lt;/sup&gt;&amp;nbsp;وانگهی قرار دادن&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان ماهر&lt;/em&gt;&amp;nbsp;در سردهٔ انسان تا حدی خاسته از آن بوده&amp;zwnj;است که با بقایای این انسان ابزارهای سنگی ابتدایی به دست آمده&amp;zwnj;است. با این حال امروزه ابزارسازی در سرده&amp;zwnj;های دیگر هم مشاهده شده&amp;zwnj;است و دیگر ابزارسازی ویژگی ممتاز&lt;em&gt;انسان&lt;/em&gt;&amp;nbsp;محسوب نمی&amp;zwnj;شود.&lt;sup id="cite_ref-9" class="reference"&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86#cite_note-9"&gt;[۱۰]&lt;/a&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/p&gt;
&lt;h3&gt;&lt;span id=".D9.BE.DB.8C.D8.AF.D8.A7.DB.8C.D8.B4_.DA.AF.D9.88.D9.86.D9.87.D9.94_.D8.A7.D9.86.D8.B3.D8.A7.D9.86_.D8.AE.D8.B1.D8.AF.D9.85.D9.86.D8.AF" class="mw-headline"&gt;پیدایش گونهٔ&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان خردمند&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/h3&gt;
&lt;p&gt;باور سنتی در دیرین&amp;zwnj;مردم&amp;zwnj;شناسی ایدون بوده&amp;zwnj;است که&amp;nbsp;&lt;em&gt;&lt;a class="mw-redirect" title="انسان خردمند" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D9%85%D9%86%D8%AF"&gt;انسان خردمند&lt;/a&gt;&lt;/em&gt;&amp;nbsp;از&amp;nbsp;&lt;em&gt;&lt;a title="انسان راست&amp;zwnj;قامت" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D9%82%D8%A7%D9%85%D8%AA"&gt;انسان راست&amp;zwnj;قامت&lt;/a&gt;&lt;/em&gt;&amp;nbsp;خاسته&amp;zwnj;است و&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان راست&amp;zwnj;قامت&lt;/em&gt;&amp;nbsp;از&amp;nbsp;&lt;em&gt;&lt;a title="انسان ماهر" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%A7%D9%87%D8%B1"&gt;انسان ماهر&lt;/a&gt;&lt;/em&gt;.&lt;sup id="cite_ref-10" class="reference"&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86#cite_note-10"&gt;[۱۱]&lt;/a&gt;&lt;/sup&gt;&amp;nbsp;امروزه فرایند این خیزش پیچیده&amp;zwnj;تر از این باور سنتی دانسته می&amp;zwnj;شود. در زیر به تفصیل از این فرایند یاد می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پیش از برآمدن گونهٔ&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان خردمند&lt;/em&gt;&amp;nbsp;برّ قدیم (یعنی اوراسیا و افریقا) تهی از سکنه نبود بلکه گونه&amp;zwnj;های مختلف انسان در آن می&amp;zwnj;زیستند. در اروپا و آسیای غربی&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان&amp;zwnj;های نئاندرتال&lt;/em&gt;می&amp;zwnj;زیستند و در سایر نقاط آسیا&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان&amp;zwnj;های راست&amp;zwnj;قامت&lt;/em&gt;. نیاگان همهٔ این انسان&amp;zwnj;ها از افریقا به بیرون کوچیده بودند. پیرامون پیدایش&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان خردمند&lt;/em&gt;&amp;nbsp;در دنیای قدیم دو فرضیه هست.&lt;sup id="cite_ref-11" class="reference"&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86#cite_note-11"&gt;[۱۲]&lt;/a&gt;&lt;/sup&gt;&amp;nbsp;یکی فرضیهٔ تکامل چندناحیتی است و دیگری فرضیهٔ&amp;nbsp;&lt;a title="خروج از آفریقا" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC_%D8%A7%D8%B2_%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%82%D8%A7"&gt;خروج از آفریقاست&lt;/a&gt;. هر یک از این فرضیه&amp;zwnj;ها دو وردهٔ ضعیف و قوی می&amp;zwnj;دارند.&lt;/p&gt;
&lt;div class="thumb tleft"&gt;
&lt;div class="thumbinner"&gt;&lt;a class="image" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Multi_region_and_out_of_africa.svg"&gt;&lt;img class="thumbimage" src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/c/c1/Multi_region_and_out_of_africa.svg/220px-Multi_region_and_out_of_africa.svg.png" alt="Multi region and out of africa.svg" width="220" height="156" /&gt;&lt;/a&gt;
&lt;div class="thumbcaption"&gt;
&lt;div class="magnify"&gt;&lt;a class="internal" title="بزرگ&amp;zwnj;کردن" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Multi_region_and_out_of_africa.svg"&gt;&lt;img src="http://bits.wikimedia.org/skins-1.18/common/images/magnify-clip-rtl.png" alt="" width="15" height="11" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;فرضیهٔ تکامل چندناحیتی چنین بیان می&amp;zwnj;دارد که گونهٔ&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان خردمند&lt;/em&gt;&amp;nbsp;در هر ناحیه، خاسته از تطورهای موضعی گونه&amp;zwnj;های کهن&amp;zwnj;تر&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان&lt;/em&gt;&amp;nbsp;در همان ناحیت است. بعدها با آمیزش&amp;zwnj;ها و مهاجرت&amp;zwnj;ها، و به طور کلی وجود یک جریان دائمی انتقال&amp;nbsp;&lt;a title="ژن" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%98%D9%86"&gt;ژن&lt;/a&gt;&amp;nbsp;بین جمعیت&amp;zwnj;های پراکنده، یکی گونهٔ میانگین به وجود آمده&amp;zwnj;است. در وردهٔ ضعیف بر جریان ژن میان انسان&amp;zwnj;های نواحی مختلف در طی فرایند پیدایش&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان خردمند&lt;/em&gt;، تأکید بیشتری می&amp;zwnj;رود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فرضیهٔ خروج از آفریقا ایدون می&amp;zwnj;گوید که&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان خردمند&lt;/em&gt;&amp;nbsp;نخست در شرق افریقا تکامل یافت؛ سپس در سرتاسر عالم پراکنده شد و جایگزین گونه&amp;zwnj;های کهن&amp;zwnj;تر شد. در وردهٔ ضیعف این فرضیه جایگزینی توأم با مقداری جریان ژن از گونهٔ انسان منقرض&amp;zwnj;شونده به&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان خردمند&lt;/em&gt;&amp;nbsp;بوده&amp;zwnj;است. امروزه با انجام آزمایش&amp;zwnj;های ژنتیک کفهٔ نظریهٔ خروج از افریقا سنگین&amp;zwnj;تر شده&amp;zwnj;است. نیز پیش نهاده شده&amp;zwnj;است که مهاجرت انسان به بیرون از افریقا در چند موج و نه یک موج صورت گرفته&amp;zwnj;است. موج&amp;zwnj;های مختلفی که از افریقا برون آمدند هر یک به گوشه&amp;zwnj;ای از زمین رفتند. این جمعیت&amp;zwnj;های مهاجر بسیاری از ویژگی&amp;zwnj;های ظاهری&amp;zwnj;ای را که امروز در مردمان نواحی مقصد پیداست، پیش از مهاجرت، می&amp;zwnj;داشتند. یعنی بخش بزرگی از اختلافات ظاهری که در گروههای جغرافیایی&lt;sup id="cite_ref-12" class="reference"&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86#cite_note-12"&gt;[۱۳]&lt;/a&gt;&lt;/sup&gt;&amp;nbsp;دیده می&amp;zwnj;شود در همان افریقا با انزوای جمعیت&amp;zwnj;ها پدید آمده بود.&lt;sup id="cite_ref-13" class="reference"&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86#cite_note-13"&gt;[۱۴]&lt;/a&gt;&lt;/sup&gt;&amp;nbsp;به علاوه نتایج ابتدایی از نقشه&amp;zwnj;برداری ژنوم نئاندرتال نشان داده&amp;zwnj;است که انسان&amp;zwnj;های امروزینِ خارج از افریقا، در قیاس با انسان&amp;zwnj;های امروزین افریقای سیاه، اندکی (۱ تا ۴ درصد) به نئاندرتال&amp;zwnj;ها نزدیک&amp;zwnj;ترند. یکی از نتایجی که از این شباهت بیشتر می&amp;zwnj;توان گرفت این است که&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان خردمند&lt;/em&gt;&amp;nbsp;پس از خروج از افریقا ولی پیش از پراکندن به دورترین نقاط برّ قدیم &amp;mdash; یعنی هنگامی که تازه به خاورمیانه در آمده بود &amp;mdash; با نئاندرتال اندکی تبادل ژن (جفت&amp;zwnj;گیری) داشته&amp;zwnj;است. با فرض صحت این نتیجه&amp;zwnj;گیری، نیز مشخص شده&amp;zwnj;است که جریان ژن از نئاندرتال به&lt;em&gt;خردمند&lt;/em&gt;&amp;nbsp;بوده&amp;zwnj;است. میزان تبادل ژن با دیگر گونه&amp;zwnj;های انسان (مثلاً&amp;nbsp;&lt;em&gt;راست&amp;zwnj;قامت&lt;/em&gt;&amp;nbsp;آسیایی) هنوز مشخص نیست.&lt;sup id="cite_ref-14" class="reference"&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86#cite_note-14"&gt;[۱۵]&lt;/a&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/p&gt;
&lt;h2&gt;&lt;span id=".D8.AA.D8.BA.DB.8C.DB.8C.D8.B1.D8.A7.D8.AA_.DA.A9.D8.A7.D9.84.D8.A8.D8.AF.D8.B4.D9.86.D8.A7.D8.AE.D8.AA.DB.8C" class="mw-headline"&gt;تغییرات کالبدشناختی&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/h2&gt;
&lt;p&gt;انسان در طول سیر تکاملی خود، به مرور زمان، دارای جمجمه&amp;zwnj;های بزرگتری شد.&amp;nbsp;&lt;a title="فک" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%DA%A9"&gt;فک&amp;zwnj;ها&lt;/a&gt;&amp;nbsp;و&amp;nbsp;&lt;a title="دندان" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86"&gt;دندان&amp;zwnj;ها&lt;/a&gt;&amp;nbsp;کوچکتر شدند و این اتفاق، به دلیل تغییر برنامهٔ غذایی انسان بود.&lt;sup id="cite_ref-15" class="reference"&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86#cite_note-15"&gt;[۱۶]&lt;/a&gt;&lt;/sup&gt;&amp;nbsp;ویژگی&amp;zwnj;های قدیمی&amp;zwnj;ترین نمونه&amp;zwnj;های به&amp;zwnj;دست آمده از انسان، نشانگر آن است که انسان&amp;zwnj;های اولیه در مقایسه با انسان&amp;zwnj;های امروزی دارای قدی کوتاه&amp;zwnj;تر،&amp;nbsp;&lt;a title="جمجمه" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%87"&gt;جمجمه&amp;zwnj;ای&lt;/a&gt;&amp;nbsp;کوچک&amp;zwnj;تر و&amp;nbsp;&lt;a title="آرواره" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87"&gt;آرواره&amp;zwnj;های&lt;/a&gt;&amp;nbsp;قوی با ۳۲ دندان که ترکیب دندان&amp;zwnj;ها بیشتر به&amp;nbsp;&lt;a title="گیاه&amp;zwnj;خواری" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C"&gt;گیاه&amp;zwnj;خواری&lt;/a&gt;&amp;nbsp;تمایل نشان می&amp;zwnj;دهد و همچنین دست&amp;zwnj;های کمی بلندتر هستند که نمونه مشخص آن دو&amp;nbsp;&lt;a class="mw-redirect" title="اسکلت" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%84%D8%AA"&gt;اسکلت&lt;/a&gt;&amp;nbsp;معروفی است که در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۹۰ از دره&lt;a class="new" title="لفارس (صفحه وجود ندارد)" href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%84%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&amp;amp;preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;amp;editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&amp;amp;summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8%A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&amp;amp;nosummary=&amp;amp;prefix=&amp;amp;minor=&amp;amp;create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF"&gt;لفارس&lt;/a&gt;&amp;nbsp;در کشور فعلی&amp;nbsp;&lt;a title="اتیوپی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D9%88%D9%BE%DB%8C"&gt;اتیوپی&lt;/a&gt;&amp;nbsp;به&amp;zwnj;دست آمده&amp;zwnj;است.&lt;sup id="cite_ref-16" class="reference"&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86#cite_note-16"&gt;[۱۷]&lt;/a&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/p&gt;
&lt;h2&gt;&lt;span id=".D8.AA.DA.A9.D8.A7.D9.85.D9.84_.D9.85.D8.BA.D8.B2_.D8.A7.D9.86.D8.B3.D8.A7.D9.86" class="mw-headline"&gt;تکامل مغز انسان&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/h2&gt;
&lt;p&gt;از پس از جدایی تبار دودمان انسان از آنِ شمپانزه یکی از روندهایی که با نظر در سنگواره&amp;zwnj;ها به دیده می&amp;zwnj;آید فزونی یافتن نسبتِ جرمِ مغز به جرم تن با گذشت زمان است. این روند کمابیش در شاخه&amp;zwnj;های مختلف فرگشتیِ انسان&amp;zwnj;تباران دیده می&amp;zwnj;شود. توضیحات تکاملی از ذهن انسان و فرهنگ او مورد نزاع بوده است.&lt;sup id="cite_ref-17" class="reference"&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86#cite_note-17"&gt;[۱۸]&lt;/a&gt;&lt;/sup&gt;&amp;nbsp;آنچه مسلم است این است که از پیدا آمدن سردهٔ&amp;nbsp;&lt;em&gt;انسان&lt;/em&gt;باز، تغییرات اساسی در حجم کاسهٔ سر، نسبت مغزبه&amp;zwnj;تن، و نیز سازماندهی اندرونی مغز رخ داده&amp;zwnj;است. نظر بیشتر متخصصان این است که مجموعه&amp;zwnj;ای از فشارهای زیست&amp;zwnj;بومی و اجتماعی عاملِ راننده در تکامل مغز و ذهن انسان بوده&amp;zwnj;است. مناقشات امروزی، بیشتر بر سر تعیین عامل اصلی میان این دو عامل &amp;mdash; فشار اجتماعی در مقابل فشار زیست&amp;zwnj;بومی &amp;mdash; است.&lt;sup id="cite_ref-18" class="reference"&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86#cite_note-18"&gt;[۱۹]&lt;/a&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/p&gt;
&lt;h2&gt;&lt;em&gt;&lt;br /&gt;&lt;/em&gt;&lt;/h2&gt;
&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://keen.persianblog.ir/post/1129</link>
      <author>بهنام</author>
      <comments>http://keen.persianblog.ir/comments/457146/8817079/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-457146.post-8817079</guid>
      <pubDate>Sun, 29 Jan 2012 10:44:17 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>مراحل تکامل انسان</title>
      <description>&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: large;"&gt;مراحل تکامل انسان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;با توجه به عمر موجود زنده بر روى کره زمین (چهار میلیارد سال) و عمر قدیمى&amp;nbsp;ترین باقى&amp;nbsp;مانده&amp;nbsp;هاى حیوانى (یک میلیارد سال) و سرانجام اولین مهره&amp;nbsp;داران که به ۵۰۰ میلیون سال پیش تعلق داشته&amp;nbsp;اند، عمر انسان (حدود ۳ میلیون سال پیش) رقم قابل&amp;nbsp;توجهى به نظر نمى&amp;nbsp;رسد. به عبارت دیگر مى&amp;nbsp;توان گفت که انسان جزء جوان&amp;nbsp;ترین موجوداتى است که بر روى کره&amp;nbsp;زمین ظاهر شده و زندگى مى&amp;nbsp;کند. این در حالى است که زیست&amp;nbsp;شناسان سابقه پستانداران جنین&amp;nbsp;دار که انسان هم نوعى از آنها محسوب مى&amp;nbsp;شود را دست&amp;nbsp;کم هفتاد میلیون سال تعیین کرده&amp;nbsp;اند. صاحب&amp;nbsp;نظران جمعیت انسانى کره&amp;nbsp;زمین را از ابتدا تا امروز ۹۰ میلیارد نفر تخمین زده&amp;nbsp;اند که چیزى بیش از ۳۰۰ هزار نسل در این مجموعه قابل شناسایى است.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;پیدایش اولیه انسان در کره زمین را با توجه به نظریات مختلف علمى موجود مى&amp;nbsp;توانیم در حدود چهار میلیون سال پیش در نظر بگیریم . در حال حاضر دو دیدگاه مهم براى ارائه یک تعریف جامع، دقیق و علمى از انسان بیش از سایر دیگر تعریفات مورد توجه قرار گرفته که در تعریف اول یک دیدگاه زیست&amp;nbsp;شناسى را مدنظر دارد و شاخص&amp;nbsp;هاى جسمانى انسان را به عنوان محور تعریف براى انسان در نظر مى&amp;nbsp;گیریم یعنى انسان پستاندارى است که بر روى دو پا راه مى&amp;nbsp;رود و داراى ۲۳ جفت کروموزوم است اما تعریف دوم که بیشتر نقطه نظرات علماى علوم انسانى را مدنظر دارد و مى&amp;nbsp;گوید انسان موجودى است بافرهنگ.&amp;nbsp; براساس تعریف دوم سابقه انسان را مى&amp;nbsp;توان دست&amp;nbsp;کم بین دو تا دو و نیم میلیون سال در نظر گرفت زیرا قدیمى&amp;nbsp;ترین آثار فرهنگى پیدا شده به همین زمان مزبور تعلق دارد.&lt;br /&gt;&amp;nbsp;ویژگى&amp;nbsp;هاى قدیمى&amp;nbsp;ترین نمونه&amp;nbsp;هاى به دست آمده از انسان نشانگر آن است که انسان&amp;nbsp;هاى اولیه در مقایسه با انسان&amp;nbsp;هاى امروزى داراى قدى کوتاه&amp;nbsp;تر، جمجمه&amp;nbsp;اى کوچک&amp;nbsp;تر و آرواره&amp;nbsp;هاى قوى با ۳۲ دندان که ترکیب دندان&amp;nbsp;ها بیشتر به گیاه&amp;nbsp;خوارى تمایل نشان مى&amp;nbsp;دهد و همچنین دست&amp;nbsp;هایى اندکى بلندتر هستند که نمونه مشخص آن دو اسکلت معروفى است که در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۹۰ از دره لفارس در کشور فعلى اتیوپى به دست آمده است که یکى دختر ۱۸ ساله&amp;nbsp;اى با نام لوسى و دیگرى رامیدو یک پسر بالغ بوده که مطالعات انجام شده روى این دو اسکلت نشان داده است این نمونه&amp;nbsp;ها که قدمت بین&amp;nbsp; ۴ میلیون سال را داشته&amp;nbsp;اند اولاً روى دو پا راه مى&amp;nbsp;رفته&amp;nbsp;اند، دست&amp;nbsp;ها و پا&amp;nbsp;هایشان کاملاً شبیه انسان&amp;nbsp;هاى امروزى و اندازه قدشان حدود یک متر و بیست سانتى متر بوده و گنجایش جمجمه آنها حدود ۵۰۰ سانتى&amp;nbsp;مترمکعب (یک سوم انسان&amp;nbsp;هاى امروزى) تعیین شده است و زیستگاه این نمونه&amp;nbsp;ها جنگل&amp;nbsp;هاى آفریقاى شرقى است که در حال حاضر کشور&amp;nbsp;هاى اتیوپى، کنیا و تانزانیا را دربرمى&amp;nbsp;گیرند. در واقع کشف لوسى و رامیدو در این منطقه از جهان به عنوان قدیمى&amp;nbsp;ترین فسیل&amp;nbsp;هاى شناخته شده&amp;nbsp;اى که مى&amp;nbsp;توان آنها را به عنوان اجداد انسان&amp;nbsp;هاى امروزى دانست باعث شده که دانشمندان خاستگاه انسان را شرق آفریقا معرفى کنند. اما نبود عناصر فرهنگى تنها مشکلى است که براى اثبات انسان بودن این نمونه&amp;nbsp;ها وجود دارد، به همین دلیل براى زیست&amp;nbsp;شناسان انسان&amp;nbsp; بودن این نمونه&amp;nbsp;ها تایید شده است ولى براى انسان&amp;nbsp;شناسان فرهنگى این نمونه&amp;nbsp;ها&amp;nbsp; هوموهابیلیس&amp;nbsp;ها، هوموارکتوس&amp;nbsp;ها، سنیانتروپ&amp;nbsp;ها انسان&amp;nbsp;نما نامیده مى&amp;nbsp;شود.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;هوموهابیلیس&lt;br /&gt;&amp;nbsp;هوموهابیلیس&amp;nbsp; انسان ماهر نامیده مى&amp;nbsp;شوند. مهارت این انسان&amp;nbsp;ها که همچنان و تنها در شرق آفریقا زندگى مى&amp;nbsp;کرده&amp;nbsp;اند از ساختن ابزار&amp;nbsp;هاى سنگى بسیار ساده که غالباً براى شکار و یا انجام کارهاى روزمره دیگر مى&amp;nbsp;توانسته مورد استفاده قرار بگیرد بوده است.&amp;nbsp;&amp;nbsp; عده&amp;nbsp;اى از صاحب&amp;nbsp;نظران هستند که ابزارهاى سنگى ساخته شده توسط این نمونه&amp;nbsp;ها را به عنوان ابزار نمى&amp;nbsp;پذیرند زیرا معتقدند این تولیدات در چارچوب تعریفى که از ابزار ارائه مى&amp;nbsp;شود قرار نمى&amp;nbsp;گیرد. در واقع در این تعریف گفته شده ابزار یعنى وسایلى که براى ساختن وسایل دیگر مورد استفاده قرار گیرد نه هر چیزى که انسان مى&amp;nbsp;تواند از آن به عنوان یک وسیله براى منظورى خاص مورد استفاده قرار دهد بنابراین این نمونه&amp;nbsp;ها نیز براى عده&amp;nbsp;اى همچنان انسان&amp;nbsp;نما در نظر گرفته مى&amp;nbsp;شود.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&amp;bull;هوموارکتوس&lt;span style="color: #800000;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;از حدود دو میلیون سال پیش اسکلت&amp;nbsp;هایى از انسان به دست آمده که علاوه بر دارا بودن ویژگى&amp;nbsp;هاى بسیار نزدیک به انسان امروزى قادر به تولید وسایل بودند که کاملاً با تعریفى که از ابزار گفته شد مطابقت دارد و این نمونه&amp;nbsp;ها در اصطلاح علمى هوموارکتوس انسان راست قامت نامیده مى&amp;nbsp;شوند که قادر به تولید این ابزارها بودند و در حال حاضر دو نقطه از جهان یعنى شرق آفریقا و منطقه قفقاز در آسیا کشور فعلى گرجستان قدیمى&amp;nbsp;ترین اسکلت&amp;nbsp;هایى از این نوع را&amp;nbsp;&amp;nbsp; ارائه دادند. هوموارکتوس&amp;nbsp;ها از نظر جسمانى از گردن به پائین تفاوت چشم&amp;nbsp;گیرى با انسان&amp;nbsp;هاى امروزى ندارند، تنها مى&amp;nbsp;توان تفاوتى در جمجمه و آرواره آنها با انسان&amp;nbsp;هاى امروزى مشاهده کرد .این انسان&amp;nbsp;ها معیشت&amp;nbsp;شان مبتنى بر شکار و گردآورى بوده است و عمده ابزارهایى که مى&amp;nbsp;ساختند در این زمینه مورد استفاده قرار گرفت.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&amp;bull;سنیانتروپ&lt;span style="color: #800000;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp; در حدود ۸۰۰ هزار سال پیش در غارى به نام شوکوتین در نزدیکى شهر فعلى پکن زندگى مى&amp;nbsp;کردند که تکنیک&amp;nbsp;هاى تولید آتش را مى&amp;nbsp;شناختند و براى تولید آن در محل&amp;nbsp;هاى مسکونى خود مورد استفاده قرار مى&amp;nbsp;دادند اما به&amp;nbsp;کارگیرى تکنیک&amp;nbsp;هاى تولید آتش از یک طرف و ساختن ابزارهاى بسیار دقیق و کارآمد با بهره&amp;nbsp;گیرى از تکنیک&amp;nbsp;هاى پیچیده که نشان&amp;nbsp;دهنده بهره&amp;nbsp;مندى از دانشى قابل قبول بود جاى هیچگونه تردیدى را براى حضور فرهنگ در جامعه این انسان&amp;nbsp;ها باقى نمى&amp;nbsp;گذارد و نمونه&amp;nbsp;هاى اخیر تا حدود ۱۰۰ هزار سال پیش در سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا زندگى مى&amp;nbsp;کردند و از آن زمان به بعد هیچ نشانه&amp;nbsp;اى از حضور این انسان&amp;nbsp;ها به&amp;nbsp;دست نیامده است.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;&amp;bull; هوموساپینس&lt;span style="color: #800000;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;در حدود ۳۰۰ هزار سال پیش حضور انسان با مشخصات کمى متفاوت&amp;nbsp;تر در آسیا و آفریقا تایید شده است. این انسان&amp;nbsp; که هوموساپینس انسان اندیشمند نامیده مى&amp;nbsp;شود مدت&amp;nbsp;ها بعد به دو دسته تقسیم شده&amp;nbsp;اند :&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;دسته اول معروف به انسان&lt;span style="color: #800000;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;نئاندرتال&lt;span style="color: #800000;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;هستند. نئاندرتال&amp;nbsp;ها با جمجمه&amp;nbsp;هاى بزرگ&amp;nbsp;تر از نمونه&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;هاى امروزى از انسان مدرن متمایز مى&amp;nbsp;شوند که این نمونه&amp;nbsp;ها دست&amp;nbsp;کم در سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا تا چهل هزار سال پیش حضور داشتند اما تجمعات&amp;nbsp;شان در اروپا به خصوص اروپاى مرکزى و همچنین غرب آسیا بوده است و از آن زمان دیگر نشانه&amp;nbsp;اى از وجود آنها نمى&amp;nbsp;توان بر روى کره زمین به دست آورد و ایران هم یکى از کشورهایى است که نشانه&amp;nbsp;هاى دقیق و جالبى از سکونت این نوع انسان ارائه کرده است.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;دسته دوم&amp;nbsp;هوموساپینس&amp;nbsp;انسان امروزى نامیده مى&amp;nbsp;شود که قدیمى&amp;nbsp;ترین نمونه آن در فلسطین با قدمت نزدیک به صد هزار سال یافت شده است. این نمونه دست&amp;nbsp;کم تا به امروز بر روى کره زمین زندگى مى&amp;nbsp;کند و از حدود ۳۵ هزار سال پیش تمام قاره&amp;nbsp;ها را به تسخیر خود درآورده است و شروع جدیدى در تاریخ زندگى انسان را نوید داده است که به دوره عصر حجر جدید معروف است. مهمترین شاخص آن پیدایش هنر در جامعه انسانى است .&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;&amp;bull;&lt;span style="color: #800000;"&gt;پیدایش انقلاب نوسنگى&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;در حدود ۱۵ هزار سال پیش جامعه انسانى وارد مرحله دیگرى از تحولات فرهنگى عمیق مى&amp;nbsp;شود. انسان&amp;nbsp;ها در این مقطع و تنها در خاورمیانه موفق مى&amp;nbsp;شوند با اهلى کردن اولین حیوانات و همچنین روى آوردن به کشاورزى ساختار اقتصادى خود را تغییر داده و وارد ساختار جدیدى که به آن اقتصاد تولیدى مى&amp;nbsp;گوییم شوند. در واقع دیگر دامدارى و کشاورزى در این مقطع براى اولین بار با زندگى انسان آمیخته شد و مدت کوتاهى شیوه زندگى انسان را تغییر مى&amp;nbsp;دهد و پیدایش جوامع روستایى نتیجه این تحول است که تحول به قدرى با اهمیت است که دانشمندان آن را یک انقلاب نوسنگى مى&amp;nbsp;نامند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://www.zendagi.com/"&gt;http://www.zendagi.com&lt;/a&gt;:منبع&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://keen.persianblog.ir/post/1128</link>
      <author>بهنام</author>
      <comments>http://keen.persianblog.ir/comments/457146/8817020/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-457146.post-8817020</guid>
      <pubDate>Sun, 29 Jan 2012 10:32:15 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>تبادل لینک اتوماتیک</title>
      <description>&lt;!-- Begin PArsToolS.com Linkbox Code --&gt;
&lt;script type="text/javascript" language="javascript" src="http://www.pArstoolS.com/lbox/code/?linkbox=24271&amp;amp;width=400&amp;amp;height=300"&gt;&lt;/script&gt;
&lt;noscript&gt;&amp;lt;a href="http://www.parstools.com/linkbox_fa/"&amp;gt;لینک باکس&amp;lt;/a&amp;gt;&lt;/noscript&gt;&lt;!-- End Linkbox --&gt;</description>
      <link>http://keen.persianblog.ir/post/1127</link>
      <author>بهنام</author>
      <comments>http://keen.persianblog.ir/comments/457146/8812649/</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-457146.post-8812649</guid>
      <pubDate>Sat, 28 Jan 2012 16:46:42 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
