یه روز پسره از باباش میپرسه: بابا، ماه نزدیکتره یا اصفهان؟
بابا میزنه پس گردنش و میگه: آخه مونگول، معلومه دیگه! تو از اینجا میتونی اصفهان رو ببینی؟؟؟


مادر : پسرم ، من دارم می رم خرید یه وقت به کبریت دست نزنی ها
پسر : نه مامان جون من خودم فندک دارم

یه خبرنگار از یکی می پرسه نظر شما درباره اینکه این کوچه اسفالت نیست چیه؟؟
طرف میگه:به نام خدا و با عرض سلام خدمت دست اندرکاران صدا وسیما و سلام و و دورود به روان بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) و با عرض سلام ویژه خدمت مقام معظم رهبری و خانواده معظم شهدا وجانبازان و ایثارگران, من بچه این محل نیستم


در مجلس خواستگاری...بعد از نیم ساعت سکوت!

مادر داماد:ببخشین,کبریت دارین؟

خانواده ی عروس:کبریت؟!برای چی؟!

مادر داماد:والا پسرم می خواست سیگار بکشه...

خانواده ی عروس:پس داماد سیگاریه...؟!

مادر داماد:سیگاری که نه...والا مشروب خوردن ..بعد از مشروب سیگار می چسبه...

خانواده ی عروس:پس الکلی هم هست...؟

مادر داماد:الکلی که نه...والا قمار بازی کرد,باخت! ما هم مشروب دادیم بهش که یادش بره...

خانواده ی عروس:پس قمارم بازی می کنه...؟!

مادر داماد:آره...دوستانش توی زندان بهش یاد دادن...

خانواده ی عروس:پس زندانم بوده...؟!

مادر داماد:زندان که نه...والا معتاد بوده,گرفتنش یه کمی بازداشتش کردن

خانواده ی عروس:پس معتاد بوده...؟!

مادر داماد:آره...معتاد بود,بعد زنش لوش داد...

خانواده ی عروس:زنش؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!! !!!!!

مادر داماد:اه,چقدر آدمو سوال پیچ می کنین!!!اصلا ما کبریت نخواستیم!...



دو تا دیوونه می رسن به هم،اولی به دومی می گه: اگه چراغ قوه رو روشن کنم، از نورش می ری بالا؟

دومی می گه: فکر کردی من دیوونم؟ که برم بالا، تو چراغ قوه رو خامو ش کنی و من بیفتم پایین


به ترکه می گن بابات مرده . میگه نه بابا اصلا امکان نداره . میگن : والله مرده می گه تا حالا اصلا سابقه

نداشته!!!